کتاب از زبان درخت - انتشارات مانا ایده

قیمت : 600000تومان

ضرب المثل (56)- انتشارات مانا ایده

بی‌مایه فَطیره

۱- معنی فَطیر: نانی که به خمیر آن مایه نزده باشند فطیر است.

۱ - منظور از این ضرب المثل این است که اگر از همان ابتدای کار، محکم کاری نکنی و سرمایه گذاری انجام ندهی، سودی برایت نخواهد داشت.

۲- از این ضرب المثل در هنگام مشورت دادن به دیگران و راهنمایی آنها به کار بی‌ضرر استفاده می‌شود؛ بدین معنی که اگر برای این کار زحمت نکشی و خوب نقشه نکشی، همچون نان بی‌مایه‌ای است که آخرش فطیر میشود.

۳- بیشتر زمانی این ضرب المَثل را به کار میبرند که کسی بخواهد سرمایه گذاری کرده یا کار مهمی را شروع کند. یعنی اگر پول برایش خرج نکنی و حواست به کار نباشد، هیچ سودی عایدت نمی شود و حتی ممکن است ضرر هم داشته باشد.

۴- پیش بینی امری که آینده‌اش مشخص است.

۵- بدون تلاش و زحمت و وقت گذاشتن برای کاری، بیهوده عمر تلف کردن است.

دین را طلب نکردی و دنیا ز دست شد
همچون سبوس تر نه خمیری و نه فطیر
ناصرخسرو

ضمنا برخی موارد کسانی که میخواهند برای انجام کاری رشوه یا پول اضافی بگیرند نیز از این مثل استفاده می‌کنند.

ریشه شناسی کلمات (56)- انتشارات مانا ایده

ریشه یابی: فرق حبیب، خلیل و صدیق:

حبیب، خَلیل و صَدیق» به معنای دوست هستند. امروزه واژۀ صَدیق به معنای دوست (رفیق) به کار می­ رود. واژۀ «حبیب» نیز جنبۀ عاطفی دارد. خلیل لقب حضرت ابراهیم است.

درست نویسی (66)- انتشارات مانا ایده

ذوق یا زوق؟

در زبان فارسی، «ذوق» و «زوق» دو واژه‌ای هستند که به دلیل شباهت تلفظ ممکن است باعث ابهام شوند، اما یکی از آنها در زبان فارسی کاربرد ندارد. بیایید این دو را بررسی کنیم:

  1. ذوق:
    • به معنی سلیقه، میل، شوق و اشتیاق.
    • مثال: او ذوق هنری بسیار بالایی دارد.
  2. زوق:
    • این واژه به این شکل در زبان فارسی معیار کاربرد ندارد و در برخی موارد به عنوان تلفظ نادرست “ذوق” استفاده می‌شود. در زبان فارسی معیار، از “ذوق” استفاده می‌شود.

بنابراین، در زبان فارسی معیار فقط «ذوق» درست است و استفاده می‌شود.

اصطلاحات (66)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح آدم هزار پیشه کم مایه است کنایه از چیست؟
1- پیشه یعنی: شغل، حرفه
کنایه از عدم موفقیت افرادی است که بجای تخصص یافتن در یک یا چند کار محدود، به کارهای مختلف و فراوان می پردازند و از همه آنها باز می مانند.
2- به کسی می گویند که مدام از این شاخه به آن شاخه می پرد و گاه چندین شغل یا حرفه را باهم امتحان می کند درحالیکه دراینجا کیفیت، مهم تر از کمیت است.
بیشتر این افراد پس از مدت کوتاهی که نتیجه بخش نبودن وعدم موفقیت خود را می بینند، ناامید می شوند و همه را با هم رها می کنند.
3- کم مایه یعنی: دارای معلومات و اطلاعات کم
یعنی اطلاعات مفیدی در بساطش ندارد که هم برای خودش مفید باشد هم برای دیگران!
کم مایه شدن فرد، در نتیجه کارهای با عجله و غیر منطقی خود اوست؛ برخی افراد صبر و حوصله به خرج نمی دهند تا در یک یا دو حرفه ای که برایشان مهم است پخته شوند و مهارت کافی را کسب کنند. در میانه های مسیر، به حرفه های دیگری می پردازند و به خیال خویش از وقت و یا جوانی‌شان نهایت بهره را می برند درحالیکه به ضرر خود و آینده‌شان عمل می کنند.

داستان نویسی (66)- انتشارات مانا ایده

ایده خوب + عملکرد بد = نتیجه نگرفتن
ایده خوبه اما وقتی مینویسی خوشت نمیاد ازش. ایده محشره اما پای عمل که میرسه دلسرد میشی چون خراب کردی.

و علت ها و راهکارها
مواردی مثل هدر دادن پتانسیل

امروز می‌خوام بحث خیلی مهمی رو باهاتون درمیون بذارم.
عنوانش رو می‌خوام بذارم : ایده خوب، عملکرد بد!
هرکسی ممکنه یه روز که زندگی عادیش رو می‌کنه ناگهان ایده‌ای به ذهنش برسه و تصمیم بگیره انجامش بده.
اگر شخص مهندس باشه چیزی اختراع می‌کنه. (هواپیما، برق، چرخ و...)
اگر دانشمند باشه چیزی کشف می‌کنه. (جاذبه، الکل، کروی بودن زمین و...)
و کلی آدم دیگه...
حالا اگر یک داستان‌سرا (حالا چه نویسنده کتاب باشه چه فیلم‌نامه نویس یا نمایشنامه نویس یا...) ایده‌ای به ذهنش بیاد میتونه شاهکاری ادبی خلق کنه.
اما فقط در صورتی که به درستی عمل کنه.

داستان نویس قصه ما اینقدر شوق و ذوق داره و مطمئنه که ایده خوبی داره و ۱۰۰درصد میترکونه، میشینه با تمام وجود شروع به طراحی قصه می‌کنه و شاید خودش هم متوجه نشه اما ممکنه در پایان یک افتضاح به بار بیاره.
در دنیای سینمای امروز که خودش یک شاخه از داستان‌سرایی هستش این مشکل بشدت زیاد شده.
آثاری که خلاف ادعای خودشون هستند (مثل باربی) یا خلاف وعده خفنی که در تریلر قول دادند ( مثل ددپول و ولورین) یا آثاری که از پتانسیل اولیه خود استفاده نمی‌کنند و گند میزنند (مثل سریال پسران) خیلی زیادن.

چی باعث میشه این اتفاق بیفته؟
۱- جوگیری و بی‌خردی
۲- پول!

میخوام با مثال زدن فیلم اخیر مارول حرفم رو پیش ببرم. فیلمی که می‌تونست هزار برابر بهتر عمل کنه. مثلاً قصه دنیایی که این لوگان باعث نابودیش شد رو بگه، ویلن قوی‌تر و دارای قصه‌ای قابل درک باشه، ددپول کمتر لودگی می‌کرد و... اما این ایده خفن یعنی داشتن شخصیت لوگان و بازگشتی قوی و تقابلی بین دو نامیرای جهش یافته فقط به یک جوک ختم شد چون ظاهراً یک بار هم فیلمنامه مرور نشده و فقط عجله داشتند بازیگران قدیم بیان نقش‌های قبلی رو بازی کنند (که صرفاً درحد کاسپلی بودند نه بیشتر) و دوبار سکانس مبارزه دو قهرمان رو ضبط کنند و زود فیلم رو با یک پایان بندی سطحی تموم کنند و پول به جیب بزنند. کسی نمیاد فکر کنه ایده بَده چون درواقع خوبه! کی میگه ولورین با بازی هیوجکمن کم چیزیه؟ ولی آیا این کافیه؟

‌
سازنده‌ها به دنبال پول هستند که آخر سر بهش می‌رسند اما چیزی به سینما اضافه نشده، چه بسا کم هم شده. (قسمت دوم فیلم جوکر هم مثالی دیگه)

حالا شاید بپرسید این چه ربطی به ما داره!
نویسنده‌ها هم توی این دام خواهند افتاد. شما ایده خیلی خوبی ممکنه پیدا کنید و داستانش رو بنویسید. اما اونقدر غرق در خفن بودن ایده هستید که عیب‌های محصول نهایی خودتون رو شاید نتونید ببینید. این همون دامیه که ازش حرف میزنم.

ایده خوب، عملکرد بد، نتیجه نگرفتن، دلسرد شدن. رها کردن ایده و هدر رفتن آن.

حالا راهکار چیه؟ نقد بخونید.
کسی که مقاله نقد و بررسیِ اثری رو مینویسه حتماً باسواده و می‌تونه نکات مثبت و منفی اثری رو ببینه. وقتی ما هم یاد بگیریم نقد کنیم و مثبت و منفی‌های یک اثر رو ببینیم، اونموقع ویرایش کردن کار خودمون رو هم یاد می‌گیریم.
هنر و مقصود نهایی اینه که خود نقد کردن رو یاد بگیریم تا در دام غرور کاذبی نیفتیم که نفهمیم آیا حقیقتا کارمون خوبه یا فقط ژستش رو داریم!

نقد بخونید، تا نقد کردنِ اصولی یاد بگیرید.
فراموش نکنیم نقد کردن فقط دیدن نکات منفی نیست! و نقد دیگران آسونه؛ نقد کردن خودت هنره.

درضمن آثار قوی رو بخونید (تا قلم شما هم قوی بشه) آثار ضعیف رو بخونید (تا بدونید چی باعث شده ضعیف قلمداد بشن و شما انجامش ندید. ادب از که آموختی؟ از بی‌ادبان!)

سریال پسران. یک ایده عالی که در عملکرد رو به افول رفت.
باید در خوندن نقد به این دقت کنید که چی باعث شده یک ایده خوب در عمل خراب بشه. یکی از اونها استفاده نکردن از پتانسیل عناصره. (کنارش مراقب افراط هم باید بود)
مثلا شما قصه‌ای می‌نویسید که توش جادوگر زیاده و انواع و اقسام جادو و طلسم و سحر بلدن اما در طول کل قصه فقط یکی دو بار صحنه مبارزه جادویی یا استفاده از جادو داریم. ( ایده: کلی جادوی زیبا که قراره توی داستان بیاد. عملکرد: هیچ! نتیجه: افتضاح.)

آگاتا کریستی همیشه کلی ایده برای داستان‌های جنایی داشته اما چیزی که اونو به شهرت رسونده قدرتش در استفاده از ایده‌ها و معماهای جناییش بوده.

درنهایت برای جمع‌بندی ازتون می‌خوام که موقع نوشتن حواس جمع باشید. صرف راضی بودن خودتون از اثر حتماً به معنی عالی بودن کار نیست. برای پیدا کردن عیب باید عیب‌یابی رو یاد بگیرید و راهش خوندن نقد و منتقد شدن خودتونه. (حتماً لازم نیست بلافاصله یک منتقد درجه یک بشید. همه چیز پله پله‌ست و نویسنده همه چیز رو باید با هم و کنار هم یاد بگیره. پس زیاد به خودتون سخت نگیرید؛ شل هم نگیرید!)
با آرزوی موفقیتتون

آموزش شعر (66)- انتشارات مانا ایده

آموزش عروض:

خب بعد از تقطیع، برای شناسایی وزن می¬بایست با تعاریف دیگری آشنا شویم
رکن: در شعر پارسی از ترکیب هر چهار هجا ( و در مواردی سه هجا) یک رکن تشکیل می¬شود
یعنی وقتی یک مصرع را تقطیع کردیم، حال برای تشخیص وزن باید یک نظمی به این هجاها بدهیم .
جدا کردن و دسته بندی هجاها از سمت راست شروع می-شود و همانطوری که اشاره شد به صورت چهارتا چهارتا جدا می¬شوند.
به هر کدام از این دسته های چهارتایی یک رکن گفته می¬شود.
البته دو نکته وجود دارد:
1. رکن آخر گاهی ممکن است کمتر از چهار هجا داشته باشد. یعنی سه هجا، دو هجا و گاهی حتی یک هجا.
2. گاهی نیاز است که هجاها سه¬تا سه¬تا جدا شوند . از کجا تشخیص بدهیم؟ در ادامه خواهم گفت
در شعر پارسی ترتیب قرار گرفتن رکن¬ها به صورت متوالی و یا متناوب است. یعنی یا هر چهار رکن یکسان هستند یا رکن اول و سوم با هم و رکن دوم و چهارم با هم یکی هستند.
مثلا به صورت زیر:
ک ب ب ب/ ک ب ب ب/ ک ب ب ب/ ک ب ب ب
همانطور که می¬بینیم همه رکن¬ها از یک الگو پیروی می¬کنند به این گونه شعرها، متحدالارکان یا متفق الارکان گفته می¬شود.
و یا
ب ب ک ب / ک ب ک ک/ ب ب ک ب/ ک ب
که رکن¬های اول و سوم با هم برابر هستند و رکن¬های دوم و چهارم با هم!
حتما می¬پرسید چطور رکن های دوم و چهارم برابر هستند!؟
خب این همان نکته-ای بود که گفتیم. یعنی رکن آخر ممکن است کامل نباشد

کتاب و خدایی که به شدت کافیست (دوزبانه) - انتشارات مانا ایده

قیمت : 500000تومان

کتاب  نون و پنیر و گردو، قلی شده خنده رو - انتشارات مانا ایده

قیمت : 600000تومان

ضرب المثل (55)- انتشارات مانا ایده

نه سیخ بسوزه نه کباب

می گویند شجاع ‌السلطنه پسر فتحعلی ‌شاه، زمانى حاکم کرمان بود. او در آنجا متوجه شده بود که ترکه‌‌های نازک انار می‌توانند نقش سیخ کباب را ایفا کنند. و کباب روی سیخی که چوبش انار باشد خوشمزه ‌تر هم می‌شود.
بدین جهت پخت کباب با چوب انار را باب کرد که در کرمان به «کباب حسنی» معروف شد؛ و حاکم وقتی میل کباب داشت به نوکرها می‌گفت: طوری کباب را بگردانید که نه سیخ بسوزد نه کباب.

این جمله او بعدها ضرب‌المثل شد و در واقع مصداق همان اعتدال است که پس از آن رواج یافت.
بنابراین هر گاه بخواهند به کسی بگویند در هر موضوعی طوری رفتار کند که عدالت برقرار شود و حق طرفین عادلانه داده شود، می‌گویند: کاری کن که نه سیخ بسوزه نه کباب.

ریشه شناسی کلمات (55)- انتشارات مانا ایده

ریشه یابی چرایی نام سعدی:

سَعدی: ابومحمّد مُشرف‌الدّین مُصْلِح بن عبدالله بن مُشَرَّف زادۀ سال ۶۰۶ درگذشته به سال ۶۹۰ هجری قمری سراینده و نویسندۀ پارسی‌گوی ایرانی است. تخلّص او «سعدی» از نام اتابک مظفّرالدین سَعْد پسر ابوبکر پسر سَعْد پسر زنگی گرفته شده است. به استادِ سخن، پادشاهِ سخن و شیخِ اجلّ ملقّب است. او در مدرسۀ نظامیّه بغداد، که مهم‌ترین مرکز دانش جهان اسلام در آن زمان به شمار می‌آمد، تحصیل و پس از آن به‌عنوان سخنران به جاهای گوناگونی از جمله شام و حجاز سفر کرد. سعدی سپس به زادگاهش شیراز برگشت و تا پایان عمر آنجا ماند. آرامگاه او در شیراز به سعدیّه، سرشناس است.

درست نویسی (65)- انتشارات مانا ایده

مسأله یا مسئله – کدام یک درست است؟

قواعد رسم‌الخط فارسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران به عنوان نهاد مرجع در تعیین و ترویج قواعد رسم‌الخط فارسی، در کتاب‌های خود از “مسئله” به عنوان شکل صحیح و استاندارد نام می‌برد. به طور خاص، در کتاب “فرهنگ املایی خط فارسی” که توسط این نهاد منتشر شده است، “مسئله” به عنوان املای صحیح تأیید شده است.

رسم‌الخط قرآن زبان فارسی تأثیرات عمیقی از زبان عربی پذیرفته است، به ویژه در واژگان مذهبی و علمی. در رسم‌الخط قرآن، از “مسئله” استفاده می‌شود. این رسم‌الخط در متون دینی و مذهبی فارسی نیز به طور گسترده پیروی می‌شود و استفاده از “مسئله” به عنوان املای صحیح در متون علمی و رسمی نیز رایج است.

استفاده در منابع معتبر بررسی کتاب‌های درسی، مقالات علمی و متون رسمی نشان می‌دهد که “مسئله” به عنوان املای رایج و معتبر پذیرفته شده است. در کتاب‌های درسی مدارس و دانشگاه‌ها، مقالات علمی منتشر شده در مجلات معتبر و متون رسمی نهادهای دولتی و علمی، به طور گسترده از “مسئله” استفاده می‌شود.

تلفظ در تلفظ واژه “مسئله”، حضور همزه (ء) به وضوح شنیده می‌شود. این تلفظ با املای “مسئله” سازگارتر است. در واقع، تلفظ صحیح این واژه به صورت [masʔale] است که نشان‌دهنده وجود همزه در میان واژه است. این تلفظ با املای “مسئله” همخوانی بیشتری دارد.

اصطلاحات (65)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح آدم گدا اینهمه ادا کنایه از چیست؟
1- یعنی کسی که پست و فرومایه است، با غرور و تکبر با دیگران برخورد کرده و هر کسی جز خودش را پست و بی ارزش می شمارد.

2- منظور از آدم گدا یعنی کسی که فقر شخصیت و فقر ادب و کمالات دارد وگرنه ممکن است کسی از لحاظ مالی فقیر باشد اما شخصیت بزرگ و ارزشمندی داشته باشد.

چنین آدمی که از لحاظ روحی فقیر است، وقتی خود را برتر از دیگران داند و نگاه بالا به پایین به آنها داشته باشد، این ضرب المثل شایسته اوست!

3- گاهی نیز به افرادی هم می گویند که از لحاظ مالی فقیر هستند اما می خواهند به هر طریقی که شده به دیگران نشان دهند که ثروتمند هستند. یعنی در عین حال که فقیرند، خود را ثروتمند دانسته و فخرفروشی می کنند. البته بازهم منشا این کارهای زشت، همان فقر روحی است!

توجه: از بزرگان توصیه شده که نباید تظاهر به فقر کنیم حتی اگر واقعا هم فقیر و نیازمند باشیم؛ زیرا عزت نفس انسان از هرچیزی برایش مهم تر است. حتی فقرای آبرومند بسیاری وجود دارند که آراسته و مرتب در میان مردم ظاهر می شوند و کسی هم از فقر آنها باخبر نیست.

ولی این ضرب المثل خطاب به آن دسته از فقرایی است که در عین فقر، با دروغ و تکبر و خودبرتر بینی، ظاهرا در پی حفظ شخصیت خود هستند درحالیکه چنین رفتارهایی باعث ذلت آنها می شود. اینجاست که به اینها می گویند این همه ادا نداشته باش!

داستان نویسی (65)- انتشارات مانا ایده

گرفتن ایده کار آسونی نیست ولی همیشه لازمه. حتی موقعی که دارید داستانی می‌نویسید باید دنبال ایده‌های دیگه‌ای برای آینده باشید. هر نویسنده‌ای ممکنه در نوشتن یک موضوع خیلی عالی عمل کنه اما ممکنه اون موضوع رو شاید هنوز پیدا نکرده. برای همین تأکید دارم که همیشه باید بگردیم و جستجو کنیم تا اونی که توش مهارت بیشتری داریم رو پیدا کنیم و برای همین باید در همه چیز دنبال ایده بگردیم.
به همین خاطر سعی دارم از هر چیزی برای گرفتن ایده پیشنهاد بدم؛ کتاب، فیلم، آهنگ عکس، بازی، و حتی چند دیالوگ ساده.

ما نمی‌دونیم چطوری و با چی اون جرقه‌ای که دنبالشیم در ذهنمون زده شه ولی باید اونقدر بگردیم تا پیداش کنیم.

آموزش شعر (65)- انتشارات مانا ایده

فصاحت و بلاغت

قبل از شروع به مباحث شعری ، مطالبی را بصورت خیلی خلاصه بعنوان مقدمه عرض میکنم. هر انسانی که سخنی میگوید ، منظورش رساندن مطلب مورد نظر به مخاطب و تحت تأثیر قراردادن اوست.
لازمه هر سخن تأثیر گذار ، فصاحت و بلاغت سخن و گفتار است. بعبارت دیگر ، سخنی مبتواند جالب و اثر گذار باشد که هم فصیح و هم بلیغ باشد.
فصاحت یعنی گشاده زبانی و روان ادا کردن کلمات و جملات و بلاغت یعنی کلام از لحاظ لغوی ، رسا باشد.
در نتیجه ، فصاحت مربوط به خود کلمات و بلاغت مربوط به معنی کلمات میباشد.

انواع فصاحت :
۱- فصاحت کلمه
کلمه موقعی فصیح شمرده میشودکه دارای عیبهائی نباشد و این عیبها عبارتند از:
غرابت : یعنی کلمه با ذهن شنونده نامأنوس باشد مانند استفاده از کلمه فَرْ خَج بمعنی زشت یا عشیق بمعنی معشوق و تنافر حروف مانند چندین ساکن پشت سرهم در کلمه مانند پِنْهانْسْتْ بجای پنهانَسْت . عیب دیگر فصاحت کلمه ، مخالف قیاس بودن کلمه است
یعنی ساختار کلمه مخالف دستور و قواعد زبان فارسی باشد مانند بیت زیر:
شکرلله که ما مکّیدیم که منظور شاعر اینست که خدارا شکر که ما به مکه رفتیم و کلمه
مکّیدن خلاف قواعد دستور زبان فا رسی است یا امروزه میبینم میگویند بزنگ یعنی زنگ بزن و بحرف یعنی سخن بگو که مخالف قیاس هستند.

۲- فصاحت کلام :
کلام را موقعی فصیح میدانند که از معایب زیر عاری باشد:
تنافر در کلمات : استفاده از کلمات ناهماهنگ و یا بکاربردن کلماتی که تلفظ آنها مشکل باشد.
تنافر در معنی : اجزای سخن از لحاظ معنی باهم ارتباط نداشته باشد
ضعف تألیف : ترکیب کلمات تشکیل دهنده ی جملهطبق قواعد دستور زبان نباشد.
تعقید لفظی. تعقید یعنی گره زدن و در اصطلاح تغییر ارکان جمله است بطوریکه فهم معنی را مشگل کند.
تعقید معنوی : بکار بردن کنایات و استعارات دور از ذهن که درک معنی ، مشکل یا غیرممکن گردد.
تتابع اضافات : چندین مضاف الیه باکسره گفته شود
کثرت تکرار : یک کلمه چندین بار تکرار شود : مثل :
در این در گه گه گه که که و که شود. یعنی در این درگاه گاهگاه کاه کوه و کوه کاه شود.

بلاغت : بطوریکه عرض کردم بلاغت مربوط به معنای کلام است و دو حالت دارد.

۱- بلاغت کلام : سخن متناسب با مقتضای حال گفته شود

۲- بلاغت متکلم : گوینده دارای قدرت بیان باشد مانند وعاظ و متکلمین و خُطّاب

تا اینجا ٱنجه عرض کردم بصورت مقدمه ای بود که عیوب کلام و گفتاررا بشناسیم
اما علوم مورد بحث ادبیات عبارتند از :
۱- معانی. ۲- بیان. ۳- بدیع. ۴- قافیه. ۵- عروض
۱و۲- معانی و بیان
چون منظور من رسیدن به مبانی شعر هست لذا در مورد معانی و بیان مختصری عرض میکنم و چون بحث آن مفصل هست لذا علاقمندان به کتابهائی که در اینمورد موجود است
مراجعه بفرمایند.
علم معانی ، آگاهی از قواعدی است که سخن را به مقتضای حال و شنونده بیان کنند و موضوعات آن عبارتند از :
اسناد خبری - قصر - اسناد- وصل و فصل - ایجاز و اطناب - مساوات - قصد

علم بیان عبارت از مجموع قواعدیست که بتوان معنی و منظور را به روشهای مختلف
بیان کرد که سخن یل در جای حقیقی خود گفته شود یا بوسیله تشبیه و استعاره و کنایه و غیره

۳- بدیع
یکی از گعلوم شعری ، مبحث بدیع هست .
بدیع ، در لغت بمعنی چیزی تازه و نو هست و در اصطلاح راجع به ٱرایش سخن ، بحث میکند.
مباحث اصلی را که در نظر دارم جهت دوستان علاقمند توضیح بدم از همینجا ٱغاز میشود.
منظور از آرایش سخن ، یعنی زیبا سخن گفتن اعم از نثر و نظم که فصیح و بلیغ باشد.
مجموعه قواعد علم بدیع را صنایع بدیعی میگویند که عبارت از آرایه های ادبی میباشد.

صنایع بدیعی به دو دسته تقسیم میشوند : ۱- صنایع بدیعی لفظی ۲- صنایع بدیعی معنوی

۱- صنایع بدیعی لفظی
صنایع بدیعی لفظی یعنی زیبائی کلمه بدون توجه به معنی آن . مانند سخنان خواجه عبدالله انصاری یا گلستانکه کلمات هم وزن با حروف مشابه درجملات باعث زیبائی آنهاست.

انواع صنایع لفظی که بترتیب شرح داده خواهد شد عبارتند از:
۱- تسجیع. ۲- تجنیس. ۳- تضمین. ۴- ترصیع. ۵ - لف و نشر
۶- اعنات ( یا. التزام). ۷- ردّالقافیه. ۸- مُوَشَّح. ۹- ملون
۱۰- ردالصدر علی العجز. ۱۱- رد العجز علی الصدر. ۱۲- براعت استهلال
برای جلوگیری از طولانی بودن کلام دریک جلسه ، بقیه مطالب را متعاقبا تقدیم خواهم نمود

کتاب بانک و بانکداری - انتشارات مانا ایده

قیمت : 400000تومان

ضرب المثل (54)- انتشارات مانا ایده

فرار را بر قرار ترجیح دادن

این مثل در کل یعنی ترک کردن جایی به جای ماندن، برای در امان ماندن از آسیب‌هایی که ممکن است در آن مکان وجود داشته باشد و یا ترک مکان و محیط و یا جمعیتی، برای حفظ امنیت. گاهی اوقات برای طعنه زدن به کسی به کار می‌برند که در بحثی با دیگران شکست خورده به همین دلیل به سرعت آن محیط را ترک می‌کند. یا کسی که ریاکاریش یا دروغش فاش شده و می‌داند در آن لحظه فرار بهتر از ماندن است. در همه این موارد می‌گویند: فلانی فرار را بر قرار ترجیح داد

ریشه شناسی کلمات (54)- انتشارات مانا ایده

ریشه یابی:
معنای بهادر:
بَهادُر نام پسرانه و شکل‌ فارسیِ‌ واژۀ‌ مغولی‌ «بَغاتور» (باغاتور)، به معنای‌ قهرمان‌ و دلیر است. (دانشنامۀ جهان اسلام)

درست نویسی (64)- انتشارات مانا ایده

یکی از چالش‌های رایج در نگارش زبان فارسی، تشخیص و استفاده صحیح از واژگان مشابه است. دو واژه “خواستن” و “خاستن” از جمله این واژگان هستند که به دلیل شباهت املایی، اغلب موجب سردرگمی می‌شوند. این مقاله به بررسی معانی و کاربردهای هر یک از این دو واژه و نحوه استفاده صحیح از آن‌ها می‌پردازد.

تفاوت معنایی و کاربردی “خواستن” و “خاستن”

  1. خواستن
    • معنا: واژه “خواستن” به معنای “اراده کردن”، “طلب کردن” یا “آرزو داشتن” است.
    • کاربرد: این واژه در مواقعی استفاده می‌شود که فردی یا چیزی مورد آرزو، تقاضا یا درخواست قرار می‌گیرد.
    • مثال‌ها:
      • او چیزی از من خواست.
      • من می‌خواهم به دانشگاه بروم.
      • آیا شما چیزی می‌خواهید؟
  2. خاستن
    • معنا: واژه “خاستن” به معنای “برخاستن”، “بلند شدن” یا “قیام کردن” است.
    • کاربرد: این واژه در مواقعی استفاده می‌شود که حرکتی از حالت نشسته به ایستاده یا بلند شدن از جایی اتفاق می‌افتد.
    • مثال‌ها:
      • او از جا خاست و به طرف در رفت.
      • خورشید از مشرق می‌خیزد.
      • صدای بلندی از دور خاست.

منابع معتبر

برای تشخیص درست استفاده از این دو واژه، به چند منبع معتبر رجوع می‌کنیم:

  1. فرهنگ معین:
    • خواستن: در فرهنگ معین، “خواستن” به معنای “اراده کردن”، “طلب کردن” و “آرزو داشتن” تعریف شده است.
    • خاستن: “خاستن” به معنای “برخاستن”، “بلند شدن” و “قیام کردن” تعریف شده است.
  2. لغت‌نامه دهخدا:
    • خواستن: لغت‌نامه دهخدا “خواستن” را به معنای “تقاضا کردن”، “طلب کردن” و “آرزو کردن” توضیح می‌دهد.
    • خاستن: در این لغت‌نامه، “خاستن” به معنای “برخاستن”، “بلند شدن” و “قیام کردن” آمده است.
  3. فرهنگستان زبان و ادب فارسی:
    • خواستن: در کتاب‌های فرهنگستان زبان و ادب فارسی، “خواستن” به عنوان واژه‌ای برای بیان اراده، طلب و آرزو معرفی شده است.
    • خاستن: “خاستن” نیز به معنای برخاستن، بلند شدن و قیام کردن توضیح داده شده است.

اصطلاحات (64)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح چشمم آب نمیخوره چیست؟
1- یعنی به نتیجه این کار خوش بین نیستم. امیدی ندارم که موفق شود.

2- این ضرب المثل غالبا در معنای منفی به کار می رود و نوعی ناامیدی شخص را درباره کاری بیان می دارد. مثلا دوست شما در مسابقه ای شرکت کرده که قرار است با تیم های حرفه ای به رقابت بپردازد. وقتی به عنوان تماشاگر، در مسابقه شرکت می کنید و عملکرد نارضایتمندانه دوستتان را مشاهده می کنید با خود می گویید: با این وضعی که او دارد مسابقه می دهد، من چشمم آب نمی خورد برنده شود.

یا مثلا: من چشمم آب نمی خورد مرا در این آزمون استخدامی قبول کنند.

3- چشم کسی آب نخوردن کنایه از امید و توقع نداشتن از نتیجه بخش بودن کارهاست.

4- به طور کلی وقتی از عملکرد کسی یا چیزی احساس خشنودی نکنند این ضرب المثل را به کار می برند؛ یعنی فلان چیز عاقبت خوشی ندارد.

داستان نویسی (64)- انتشارات مانا ایده

اثر لوسیفر رو شنیدید؟ این مفهوم توسط یک روانشناس به اسم فیلیپ زیمباردو (Philip Zimbardo) درکتابی به همین اسم بررسی شده. درواقع این کتاب به بررسی آزمایش معروف زندان استنفورد و تأثیر شرایط اجتماعی بر رفتار انسان‌ها می‌پردازه.

اثر لوسیفر به این موضوع اشاره داره که هر آدمی حتی کسایی که خیلی هم خوب و با اخلاق و قانونمند هستند در شرایطی بخصوص ممکنه رفتارهای غیر انسانی و نادرست ازشون سر بزنه

این برای من و شمای نویسنده میشه دستمایه خلق ایده‌های خوب.
یک نمونه رو بخوایم بررسی کنیم فیلم آزمایش (The.Experiment.2001) هستش که در ژانر روان‌شناختی قرار میگیره.

خب فیلم درباره یک آزمایش هستش! گروهی از مردم عادی به یک زندان ساختگی منتقل میشن تا یک مدت نقش زندانی و زندانبان (رندوم یکی از این دو) رو بازی کنند و روی رفتارشون مطالعه شه.

حدس می‌زنید این ماجرا به کجا ختم میشه؟

به قول جوکر در فیلم شوالیه تاریکی: وقتی اوضاع بد بشه، همین مردم متمدن حاضرن همدیگه رو بخورن!

آموزش شعر (64)- انتشارات مانا ایده

خلاصه ای ازمقاله شیوه های روایت سینمایی در غزل امروز

غزل یکی از مهم ترین قالب های شعر فارسی است که در طول زمان دستخوش تحولات گوناگونی از نظر فرم ومحتوا بوده وپا به پای جامعه ایرانی آمده است.
سینما وادبیات از یک زیست ذهنی می آیند.هرگاه از سینما وجمله بندی های تصویری سخن به میان می آید،نخستین کنشی که ذهن دارد،کنش نسبت به ماده خام سینماست که یکی از مواد ادبیات است.پس ادبیات به عنوان یک روایت از زندگی همیشه برای سینما در خور تامل بوده است.
از سوی دیگربا حضور سینما تاثیرآن برشعر نمایان است.

روایت:روایت در ساده ترین مفهوم داستانی است که در زمان روی می دهد.
راوی کسی است که این داستان را نقل می کند.

رولان بارت می گوید:"روایت همه جاحضور دارداسطوره،افسانه،قصه،مثل،رمان کوتاه،حماسه، تاریخ،درام کمدی،پانتومیم و...
ارسطو معتقداست،هدف هنر، نگاه داشتن آینه در برابر زندگی است وشعری را که عنصر درام(اثر داستانی)وعنصر کمدی(اثرنمایشی)داشته باشد به وضوح برتری می دهد.
روایت در شعر فارسی:
قدمت روایت در شعر به نخستین حماسه های منظوم می رسد.
در زبان فارسی شعر روایی بیشتر در قالب مثنوی ودر بحر متقارب وهزج سروده شده است.
روایت در غزل:
روایت یکی از ویژگی های غزل امروز محسوب می شود.تفاوت غزل با تغزل در جنبه روایی آن است یعنی تغزل، جنبه روایی دارد وربط بین ابیات آشکار تراست.
سیمین بهبهانی از اولین کسانی است که فرم جدید روایت را در غزل آزمود.در نسل بعدی،غزل سرایانی چون علی رضا قزوه وعبدالجبار کاکائی،با استفاده از وزن های بلند دوری به نوعی راه بهبهانی رادنبال کردند.موفق ترین نمونه های غزل این دوره را می توان به قیصرامین پور نسبت داد.
ویژگی های غزل روایی:
اولین نتیجه روایی شدن غزل استحکام محور عمودی است که در نتیجهء آن ،نمی توان بیت ها را جابجا کرد.
از دیگر نتایج ورود به غزل،ترجمه پذیر بودن آن است.روایت در کل باعث می شود که غزل به جای پرداختن به مسائل کلی وپراکنده جزءنگر باشد.
ورود واژه ها وترکیب های تازه واصطلاحا غیر شعری به غزل یکی دیگر از پیامدهای روایی شدن این شکل ادبی است.

روایت شاعرانه وروایت داستانی:
روایت شعری بر دیگر روایت هابرتری دارد.روایت شرط ذاتی داستان است.روایت شعری به عریانی روایت داستانی نیست؛پیکرهء داستان همیشه بر اسکلت نوعی روایت شکل می بندد.اما روایت شعری،نوعی دیگر از روایت است که بر پیکرهء"پیوند واندیشه وخیال وعاطفه"می نشیند.
در روایت های شاعرانه،شاعر طرح را در اراده واختیار تخیل خود قرار می دهد وآن را منحصر به فرد می کند.
غزل روایی وروایت سینمایی:
برتری کار کرد تخیل در فضاسازی و صحنه پردازی توسط کلمه در شعر بر سینما باعث می شود تا شعر بتواندفضاهای سوررئالی را تصویر کند در صورتی که سینما نمی تواند از عهده آن برآید.
خواننده داستان برای خوانش وبازنگری هربخشی از داستان فرصت دارد اماتماشاچی این امکان را ندارد.
نتیجه اینکه، روایت از جهانی های بشراست وهیچ جامعه انسانی بدون روایت وجود ندارد.
تعامل هنرها با دیگر دست آوردهای زندگی بشری، باعث رشد وشکوفایی وزایایی هنر وارتباط آن با مخاطب خواهد بود.شاید از این روست که غزل از پیش از دیگر فرم های شعری،مخاطب عام خود را راضی کرده است.