اصطلاحات (48)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح معنی حرف‌های گنده تر از دهنش می‌زنه چیست؟
1- یعنی حرف های ناپسند می زند یا حرف هایی می زند که اصلا به او مربوط نمی شود.

2- به کسی می گویند که در اموری که به او مربوط نیست دخالت کرده و اظهار نظر می کند.

3- گاهی این ضرب المثل را برای بچه ها به کار می برند زمانی که حرف هایی میزنند که در حد سن آنها نیست.

4- معمولا وقتی بخواهند مانع حرف زدن های بیجای افراد شوند، این ضرب المثل را برایش به کار می برند؛ مثلا کوچکترین فرزند خانواده درباره اعتیاد یکی از اقوامشان به مواد مخدر حرف می زند و یا سوال هایی می پرسد که مناسب سنش نیست. در اینجا بزرگترها می گویند حرف های گنده تر از دهنت نزن! یعنی گفتن این حرف ها برای تو زود است.

5- یعنی دخالت بیجا می کند، حرف زشت می زند، حرفی می گوید که الان وقتش نیست، ناپخته سخن می گوید، بی ادبی می کند و …

اصطلاحات (47)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح حرف حق جواب نداره یعنی چه؟
1- یعنی کسی که سخن حق را بر زبان می آورد، دیگران در تایید سخنان او سکوت می کنند و جوابی ضد آن ندارند مگر کسانی که حق‌پذیر نباشند و لجاجت کنند.

2- حرف حق همیشه یکی است؛ اگر کسی جانب انصاف را رعایت کند سخن حق را از زبان دشمن نیز بشنود می پذیرد و بر آن تامل می کند اما کسی که دوست دارد بر هر سخنی ایرادی وارد کند هیچ گاه نمی تواند حق را بپذیرد.

3- منظور از جواب نداشتن در برابر حرف حق این است که سخن حق، مخاطب عاقل را اقناع می کند و او ضد این سخن حرفی نخواهد زد. به عبارتیحرف حق حساب کتاب نداره!

4- گاهی برخی افراد می خواهند دیگران را جذب کارهای خیر و … کنند از راه دروغ یا گفتن حرف های خیالی سعی دارند احساسات افراد را تحریک کرده و به خیال خویش آنها را به راه درست هدایت کنند. حتی اگر این کارشان مفید باشد، دائمی نخواهد بود. چرا که اصل فطرت آدمی بر حق بنا شده و هرآنچه با حق مغایرت داشته باشد نمی تواند او را به راه راست هدایت کند.

توجه: همانطور که اشاره کردیم حرف حق یکی است و انسان اگر به درون خویش رجوع کند و وجدان بیداری داشته باشد، هرآنچه باطل باشد را قبول نمی کند و در برابر حق تسلیم است اما اگر خودش را به خواب زده باشد هیچ گاه نمی توان بیدارش کرد!

اصطلاحات (46)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح حرف حرف میاره کنایه از چیست؟
1- یعنی وقتی شروع به صحبت کردن می کنی، موضوعات دیگری هم به میان می آید و حرف های مختلفی زده می شود.

2- از کسی که مدت زیادی با دیگری صحبت کرده علت طولانی شدن مکالماتشان را می پرسند، در جواب می گوید: می خواستیم سریع صحبت را تمام کنیم اما چه کنیم که حرف، حرف می آورد!

3- یعنی با هر حرفی که می زدیم، حرف های جدیدتری برای گفتن پیدا می شد!

4- معمولا این ضرب المثل را آدم های پرحرف به کار می برند تا پرحرفی‌شان را توجیه کنند.

5- بعضی اوقات این مثَل را برای کسانی که در آغاز یک گفتگو خجالتی هستند و نمی دانند چگونه وارد بحث با دیگران شوند به کار می برند تا بگویند نگران صحبت کردن نباش! گاهی یک گفتگوی دو یا چندنفره از حرف های روزمره و معمولی آغاز می شود و سپس گسترش می یابد و از هر دری سخنی به میان خواهد آمد.

اصطلاحات (45)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح بیشتر از کوپن حرف زدن کنایه از چیست؟
به معنای این است که فردی فراتر از حد مجاز یا توانایی خود، ادعا می‌کند، وعده می‌دهد یا سخنی بر زبان می‌آورد.

ریشه:
کوپن چیست؟ در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ شمسی به دلیل شرایط خاص اقتصادی و جنگ، بسیاری از کالاهای اساسی مانند برنج، روغن، قند، شکر، و حتی صابون و پودر لباسشویی با کمبود مواجه بودند. برای توزیع عادلانه این کالاها، دولت سیستمی را پیاده کرد که در آن هر خانواده دفترچه‌ای به نام “دفترچه کوپن” دریافت می‌کرد. در این دفترچه، برای هر کالا کوپن‌هایی با مقادیر مشخص وجود داشت. افراد فقط می‌توانستند به اندازه کوپن‌هایشان از فروشگاه‌های دولتی کالا خریداری کنند.

حال تصور کنید فردی به فروشگاهی می‌رود و می‌خواهد مثلاً دو کیلو شکر بخرد، در حالی که در دفترچه کوپنش فقط کوپن یک کیلو شکر دارد. فروشنده به او می‌گوید: “بیشتر از کوپن حرف نزن!” یعنی نمی‌توانی بیشتر از آنچه کوپنت اجازه می‌دهد، طلب کنی.

این ضرب المثل در آن زمان بسیار رایج شد و به تدریج وارد فرهنگ گفتاری مردم شد. امروزه، حتی با وجود اینکه سیستم کوپنی دیگر وجود ندارد، این اصطلاح همچنان کاربرد دارد و به معنای “ادعای بیش از حد توانایی یا حق خود را داشتن” یا “پا را از گلیم خود درازتر کردن” استفاده می‌شود.

اصطلاحات (44)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح باباش چی بود که بچه‌اش باشه چیست؟
1- یعنی پدرش در زمان مجردی ( یا بچگی) خیلی آرام و بدرد بخور نبود که بخواهی چنین انتظاراتی را از فرزند آن پدر داشته باشی!

2- این ضرب المثل را بیشتر به صورت گله و شکایت از فرزند شرور و سر به هوای کسی به کار می برند که خودش هم در کوچکی چنین شرارت هایی را داشته و بعید نیست که فرزندش به او رفته باشد.

3- یعنی از این بچه ی زبان بسته توقع نداشته باش که آدم حسابی باشد! پدرش هم همینطور بود.

4- این ضرب المثل را می توان بیشتر از زبان کسانی شنید که سن و سالی ازشان گذشته و دوره کودکی و بزرگسالی اطرافیانشان را دیده اند و اگر کسی بچه ی شلوغی داشته باشد، چون کودکی پدرش را دیده اند، به بقیه که خبر ندارند سریع اطلاع می دهند که زیادی خودتان را به تربیت کردن این بچه نمک نشناس و … خسته نکنید! دست کمی از پدرش ندارد!

5- به پدر و فرزندی می گویند که اسباب نارضایتی دیگران را فراهم کرده اند. ( فرزندی که راه اشتباه پدر را ادامه می دهد.)

اصطلاحات (43)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح با پنبه سر بریدن یعنی چه؟

1- پنبه چون نرم است و سر و صدایی ندارد، وقتی می گویند با پنبه سر بریده یعنی: بدون اینکه کسی متوجه شود به او آسیب رسانده است.

2- یعنی از در دوستی وارد شدن و در عین حال زیان رساندن.

3- منظور از این مَثل آن است که شخصی با مهربانی و از در دوستی به دیگران پنهانی صدمه بزند.

4- یعنی دشمنی پنهان با کسی داشتن.

5- کسی که با پنبه سر می برد، یعنی طوری با ظرافت به دیگران آسیب می رساند که کسی متوجه نمی شود!

6- معمولا این ضرب المثل را برای کسانی به کار می برند که سعی دارند وجهه ی خود را در نزد دیگران خوب جلوه دهند. از این رو وقتی می خواهند کسی را با زبان یا عملشان تنبیه کنند، طوری رفتار می کنند که فقط خود شخص تنبیه شونده متوجه آن شود. مثلا طوری با کلمات بازی کرده و فرد را تهدید می کنند که خود شخص متوجه شده و حساب کار دستش می آید. به چنین کاری می گویند با پنبه سر بریدن!

اصطلاحات (42)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح با لباس سفید می‌آید با کفن سفید می‌رود چیست؟
1- با لباس سفید آمدن: کنایه از عروسی کردن و شروع یک زندگی تازه است.

با کفن سفید رفتن: کنایه از مردن و پایان یک عمر زندگی کردن است.

2- در قدیم این ضرب المثل را برای تازه عروس ها به کار می بردند و منظورشان هم این بود که همانطور که اولین لباست در این خانه لباس عروسی ات هست، آخرین لباست باید کفنت باشد. یعنی مبادا روزی طلاق بگیرید و از هم جدا شوید.

3- این ضرب المثل را برای آدم های صبور هم به کار میبرند؛ در جاییکه آنها راه صبر و تحمل در مشکلات را در پیش می گیرند و اجازه نمی دهند که بار مشکلات، کمر آنها و خانواده شان را خم کند. سعی می کنند با تمام مشکلاتی که وجود دارد، بنیان خانواده شان از هم نپاشد.

4- فکر جدایی یا خدایی نکرده فکر خیانت در سر ندارد.

5- ازدواج را همچون تعهد مهمی می بیند که نمی خواهد زیر آن بزند.

اصطلاحات (41)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح بی‌مایه فطیره چیست؟
1- معنی فطیر: نانی که به خمیر آن مایه نزده باشند فطیر است. منظور از این ضرب المثل این است که اگر از همان ابتدای کار، محکم کاری نکنی و سرمایه گذاری انجام ندهی، سودی برایت نخواهد داشت.

2- از این ضرب المثل در هنگام مشورت دادن به دیگران و راهنمایی آنها به کار بی ضرر استفاده می شود؛ بدین صورت می گویند: اگر برای این کار زحمت نکشی و خوب نقشه نکشی، همچون نان بی مایه ای است که آخرش فطیر میشود.

3- بیشتر زمانی این ضرب المَثل را به کار میبرند که کسی بخواهد سرمایه گذاری کرده یا کار مهمی را شروع کند. یعنی اگر پول برایش خرج نکنی و حواست به کار نباشد، هیچ سودی عایدت نمی شود و حتی ممکن است ضرر هم کنی.

4- پیش بینی امری که آینده اش مشخص است.

5- بدون تلاش و زحمت و وقت گذاشتن برای کاری، بیهوده عمر تلف کردن است.

دین را طلب نکردی و دنیا ز دست شد
همچون سبوس تر نه خمیری و نه فطیر

ناصرخسرو

اصطلاحات (40)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح به ما که رسید وا رسید چیست؟
1- یعنی تا الان اوضاع خوب بود ولی نوبت ما که رسید همه چی خراب شد.

2- این ضرب المثل را کسانی به کار می برند که از شانس بد خود گلایه می کنند و معتقدند اتقدر شانس شان بد است که آسمان هم اگر به اینها نگاه کند می تپد! ( اشاره به ضرب المثل: به ما که رسید آسمون تپید).

3- معنی وا رسید: بی مصرف شدن از کار افتادن بی فایده شدن.

4- گاهی کسی مدت ها به انتظار اتفاق خوبی می نشیند و حتی خود را برای مواجهه با آن آماده می کند اما زمانش که فرا می رسید، ناگهان اتفاق دیگری می افتد که شخص را از چیزی که انتظارش را می کشیده دور می کند. اینجاست که ناراحت می شود و زبان به گلایه می گشاید و این ضرب المثل را می گوید.

5- وقتی اتفاقاتی می افتد که افراد را از اهداف و مقصدشان در زندگی دور می کند، این مَثل به کار می رود.

مثال: صاحب کارمان هرسال به کارگرها عیدی هنگفتی میداد. امسال که برای اولین بار من آنجا استخدام شده ام دیگر از عیدی دادن خبری نیست. شانس را میبینی؟ به من که رسید، وا رسید.

اصطلاحات (39)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح با دوستان مرّوت، با دشمنان مدارا چیست؟
1- معنی مروت: مروت از ریشه مرء به معنای مرد است و معنای لفظی اش یعنی مردانگی اما معنای اصطلاحی آن یعنی شخصیت انسانی؛ انصاف و رحم داشتن نسبت به کسی

معنی مدارا: یعنی تحمل کردن بدی های کسی و جوش نیاوردن و عصبی نشدن، سازگاری

2- این ضرب المثل معنی ضرب المثل: یعنی اگر می خواهی در زندگی آرامش و آسایش داشته باشی باید این قانون را رعایت کنی؛ با دوستانت با انصاف و مهربانی رفتار کرده و دلشان را نشکنی و با دشمنانت هم مدارا کرده و تحملشان کنی. زیرا اگر هر لحظه بخواهی در برابر آزار های آنان واکنش نشان دهی، آرامشت را از دست میدهی درحالیکه آنان شادتر هم می شوند.

◊ مروت و مردانگی در کلام امیرمومنان علی علیه السلام:

اَلمُروءَةُ اجتِنابُ الرَّجُلِ ما يَشينُهُ و َاكتِسابُهُ ما يُزَيِّنُهُ؛

مردانگى، دورى كردن انسان است از آنچه مايه ننگ اوست و به دست آوردن آنچه كه باعث آراستگى اوست.

◊ مدارا کردن در کلام امام علی(علیه السلام):

دارِ النّاسَ تَأمَن غَوائِلَهُم وَ تَسلَم مِن مَکایِدِهِم؛

با مردم مدارا کن، تا از گزندهایشان در امان باشی و از نیرنگهایشان سالم بمانی.

اصطلاحات (38)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح بیل‌زنی باغچه خودت را بیل بزن چیست؟
1- معنای ظاهری ضرب المثل: یعنی اگر بیل زن خوبی هستی، بجای اینکه باغچه مرا بیل بزنی برو و باغچه خودت را بیل بزن.

2- معنای کنایی: تو که راه حل مشکلات را میدانی چرا در حل مشکل خودت مانده ای؟ بجای اینکه مرا نصیحت کنی برو و کار خودت را درست کن.

3- این ضرب المثل را به کسی می گویند که فقط به دیگران دستور می دهد یا اینکه مدام از کار آنها انتقاد می کند با اینکه کارهای خودش خالی از اشکال نیست. در این مواقع فردی که مورد انتقاد آن شخص قرار می گیرد این ضرب المثل را به کار می برد.

4- مثلا در بیشتر کارهای گروهی این اتفاق می افتد که کسی بیشتر از دیگران کار می کند ولی وقتی کارش را ارائه می دهد، دو سه نفری پیدا میشوند که فقط ایراد می گیرند. این شخص فعال هم می گوید: شما که بلدید پس برید خودتان درستش کنید ( بجای اینکه مدام نظر بدهید! )

5- اگر چاره کار را میدانی برو ابتدا کار خودت را درست کن و سپس در فکر کارهای دیگران باش.

6- در اینجا بیل زن کنایه از فرد اصلاح گر است.

7- این مَثل را به عالمان بی عمل هم می گویند؛ کسانی که دیگران را نصیحت می کنند و خود به آن پشت می کنند.

اصطلاحات (37)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح برو کشکت را بساب چیست؟
1- کشک سابیدن کنایه از کار بیهوده کردن و عمر خود را تلف کردن است.

2- وقتی این ضرب المثل را برای کسی به کار میبرند، یعنی او را مناسب انجام کار مهم و یا حتی مناسب مشورت دادن نمی دانند. پس یعنی اگر او به کار پیش پا افتاده و بی ارزشی همچون کشک ساییدن مشغول شود بهتر است تا مشغولیت در یک امر مهم!

3- گاهی هم این ضرب المثل را به کسی می گویند که در کار دیگران دخالت می کند و در هر موضوعی سعی می کند صاحب نظر باشد. اینجاست که برایش این مَثل را می گویند؛ یعنی این کارها به توربطی ندارد. تو برو به کار خودت مشغول باش.

داستان کشک سابیدن
حکایت کرده اند که: مرد کشک سابی بود که برای خودش آرزوهای دور و درازی می کرد و دوست داشت به هرچه که دلش می خواهد برسد. از این رو نزد شیخ بزرگی که ب اهل معنا معروف بود رفت و از او خواست اسم اعظم خدا را به او یاد دهد. زیرا اگر کسی این اسم را داشته باشد میتواند هرچه را که می خواهد بدست آورد.

شیخ که مرد را می شناخت و میدانست که اهداف مادی و دنیوی دارد، برای اینکه امتحانش کند ابتدا دستور پخت فرنی خاصی را به او یاد داد و گفت: فرنی را بپز و بفروش ولی شاگردی برای خودت نگیر و دستور پختش را هم به کسی نگو. مرد قبول کرد و رفت.

بعد از مدت کوتاهی که از پخت و فروش فرنی هایش می گذشت، کم کم کار و بارش گرفت و مشتریانش بسیار گشت و سپس برای دکانش شاگرد گرفت و دستور پخت فرنی را به او آموخت.

مدتی گذشت و شاگردش که در پخت فرنی ماهر شده بود، در جای دیگری مشغول به کار شد. و چون بین مردم شناخته شده تر از اوستایش بود، کار و بارش رونق گرفت تا جایی که کار و بار مرد کشک ساب که استاد او بود، کساد شد.

ناچار و درمانده به سوی شیخ رفت و از ورشکستگی اش شکایت کرد و دوباره برای بهبود اوضاعش خواستار اسم اعظم شد. شیخ هم که از ماجرای او خبر داشت گفت: تو راز یک فرنی را نتوانستی نزد خودت حفظ کنی و فاشش کردی آیا می خواهی اسم اعظم را یادت دهم؟ برو همان کشکت را بساب و خدایت را شکر کن!

اصطلاحات (36)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح باباش چی بود که بچه‌اش باشه چیست؟
1- یعنی پدرش در زمان مجردی ( یا بچگی) خیلی آرام و بدرد بخور نبود که بخواهی چنین انتظاراتی را از فرزند آن پدر داشته باشی!

2- این ضرب المثل را بیشتر به صورت گله و شکایت از فرزند شرور و سر به هوای کسی به کار می برند که خودش هم در کوچکی چنین شرارت هایی را داشته و بعید نیست که فرزندش به او رفته باشد.

3- یعنی از این بچه ی زبان بسته توقع نداشته باش که آدم حسابی باشد! پدرش هم همینطور بود.

4- این ضرب المثل را می توان بیشتر از زبان کسانی شنید که سن و سالی ازشان گذشته و دوره کودکی و بزرگسالی اطرافیانشان را دیده اند و اگر کسی بچه ی شلوغی داشته باشد، چون کودکی پدرش را دیده اند، به بقیه که خبر ندارند سریع اطلاع می دهند که زیادی خودتان را به تربیت کردن این بچه نمک نشناس و … خسته نکنید! دست کمی از پدرش ندارد!

5- به پدر و فرزندی می گویند که اسباب نارضایتی دیگران را فراهم کرده اند. ( فرزندی که راه اشتباه پدر را ادامه می دهد.)

اصطلاحات (35)- انتشارات مانا ایده

با پنبه سر بریدن یعنی چه؟
1- پنبه چون نرم است و سر و صدایی ندارد، وقتی می گویند با پنبه سر بریده یعنی: بدون اینکه کسی متوجه شود به او آسیب رسانده است.

2- یعنی از در دوستی وارد شدن و در عین حال زیان رساندن.

3- منظور از این مَثل آن است که شخصی با مهربانی و از در دوستی به دیگران پنهانی صدمه بزند.

4- یعنی دشمنی پنهان با کسی داشتن.

5- کسی که با پنبه سر می برد، یعنی طوری با ظرافت به دیگران آسیب می رساند که کسی متوجه نمی شود!

6- معمولا این ضرب المثل را برای کسانی به کار می برند که سعی دارند وجهه ی خود را در نزد دیگران خوب جلوه دهند. از این رو وقتی می خواهند کسی را با زبان یا عملشان تنبیه کنند، طوری رفتار می کنند که فقط خود شخص تنبیه شونده متوجه آن شود. مثلا طوری با کلمات بازی کرده و فرد را تهدید می کنند که خود شخص متوجه شده و حساب کار دستش می آید. به چنین کاری می گویند با پنبه سر بریدن!

اصطلاحات (34)- انتشارات مانا ایده

دست از سر کچل کسی برداشتن کنایه از چیست؟
1- یعنی اصرار بیهوده به کسی نکردن و او را در منگنه قرار ندادن!

2- این ضرب المثل را به کسی می گویند که سعی دارد نظرات خود را به دیگران تحمیل کند. به همین دلیل تا کلمه تایید را از او نگیرد ول کن نیست! اینجاست که شخص مقابل از این همه گیر دادن شاکی می شود و می گوید: ای بابا! دست از سر کچل ما بردار! بدبختمان کردی!

3- یعنی او را رها گذاشتن و پیگیری زیاد نکردن.

4- البته کسی که این ضرب المثل را می گوید حتما کچل نیست! گاهی وقت ها برخی افراد انقدر با رفتارهایشان کسی را اذیت می کنند و او را به درجه ای می رسانند که ناله می کند و می گوید: کچلم کردی!

5- یعنی آزار و اذیت نرساندن به دیگران.

6- همچنین به معنای سر به سر کسی گذاشتن و او را اذیت کردن است.

اصطلاحات (33)- انتشارات مانا ایده

دست بر سر زدن یعنی چه؟
1- حالتی است که در هنگام رسیدن سختی و ماتم بر انسان عارض می شود. اگر توجه کرده باشید کسانی که داغ بزرگی را تحمل می کنند یا با حادثه ای غیر منتظره و دردناک مواجه می گردند، ناخودآگاه از شدت سختی حادثه دست خود را بر سر می کوبند.

2- وقتی اتفاق بدی برای کسی بیفتد دستش را بر سر می زند و می گوید: ای وای بدبخت شدم! مثل کسی که در این شرایط اقتصادی ناگوار، چند میلیون از دارایی اش را دزد می برد. یا کسی که برای امتحان مهمی که دارد خواب می ماند و به جلسه نمی رسد. (مثل کنکور!) یا برخی که کمی احساساتی و عاطفی هستند وقتی صحنه ای از زجر کشیدن همنوع خود می بیند دستش را بر سر می زند و اشک هایش جاری می شود.

مانند کسی که از تلویزیون حادثه ناگوار تصادفات جاده ای یا از دنیا رفتن هموطنانش با ویروس کرونا را می بیند و غصه می خورد.

3- کنایه از گرفتار شدن؛ مثلا: فلانی انقدر حال روحی اش وخیم است که مدام دست بر سرش می زند.

اصطلاحات (32)- انتشارات مانا ایده

روی کسی را سفید کردن کنایه از چیست؟
این اصطلاح در دو معنای منفی و مثبت دارد:

معنای مثبت: یعنی مایه افتخار و سربلندی کسی شدن. مثل فرزندی که در مسابقه ای مهم شرکت می کند و به مقام برتری دست می یابد و خانواده اش با خوشحالی می گوید: روی ما را سفید کردی!

◊ یعنی سربلند و سرافراز بیرون آمدن از کاری/ موفق شدن.

معنای منفی: در جایی است که انتظار خراب شدن امری را ندارید اما برخلاف انتظار شما کارتان پیش می رود. مثلا در گرفتاری و مشکل مالی به سر می برید و توقع دارید همسر یا پدرتان یا سایر افراد خانواده، این موقعیت سخت را درک کنند و کمک حال شما باشند.

اما برخلاف تصورتان، یکی از اعضای خانواده کاری می کند که تمام تلاش هایتان به هدر می رود و بیش از پیش گرفتار قرض و بدهی می شوید. اینجا به فردی که این گرفتاری را ایجاد کرده با طعنه می گویید: واقعا رو سفیدمان کردی! یعنی وضعمان را از آنچه که بود هم بدتر کردی!!

اصطلاحات (31)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح رنگ باختن کنایه از چیست؟
1- به معنای از دست دادن رنگ طبیعی و شادابی چهره است. اما در کاربرد کنایی، این اصطلاح به مفهوم ترسیدن، وحشت کردن، یا دستپاچه شدن در مواجهه با یک موقعیت دشوار یا خطرناک به کار می‌رود. در واقع، وقتی فردی “رنگ می‌بازد”، به این معناست که خون از صورتش می‌رود و رنگ پریده می‌شود، که این حالت معمولاً در هنگام ترس یا اضطراب شدید رخ می‌دهد.

مثال اول: در مواجهه با سوالات سخت بازرس، متهم رنگ باخت و شروع به لکنت زبان کرد.

مثال دوم: وقتی مدیر از او در مورد اشتباهاتش سوال کرد، رنگ از رخسارش پرید و نتوانست جوابی بدهد.

2- این اصطلاح برای بیان ترس، وحشت، یا دستپاچگی به کار می‌رود.

ریشه‌ این اصطلاح
این اصطلاح ریشه در مشاهده فیزیولوژیکی دارد. وقتی فردی می‌ترسد یا دچار اضطراب می‌شود، سیستم عصبی سمپاتیک فعال شده و باعث انقباض عروق خونی در سطح پوست می‌شود. این انقباض جریان خون را در پوست کاهش می‌دهد و در نتیجه رنگ پوست، به خصوص در صورت، کمرنگ یا پریده می‌شود.

اصطلاحات (30)- انتشارات مانا ایده

اصطلاحات:
شورش را در آوردن را کنایه از چیست؟
1- یعنی کاری را از حد اعتدال خود خارج کردن؛ افراط و زیاده روی در هر چیزی را می گویند.
2- صحبت زیاد، اصرار بیهوده به دیگران و … مانند غذایی پر نمک و شور است که قابل خوردن و باب طبع کسی نیست. چنین رفتارهایی هم برای دیگران قابل تحمل نیست. مثل تعریف کردن فراوان از کسی که شایسته آن ستایش ها نیست دیگران را به ستوه می آورد و می گویند: دیگه شورشو درآوردی! کافیه!

3- همچنین به کسانی می گویند که با رفتار ناشایست خود، دیگران را عصبانی می کنند.

4- این اصطلاح، در مقابل کم کاری (تفریط) قرار دارد. انسان جاهل همیشه از دو حال خارج نیست: یا زیاده روی و افراط می کند یا کم کاری و تفریط. این شخصی هم که شور هر کاری را در می آورد مصداق زیاده روی در زندگی است.

5- هر کاری حدی دارد که به آن حد اعتدال و میانه روی می گویند. اگر انجام آن کار فراتر از آن حد مطلوب خود باشد، این اصطلاح را برایش استفاده می کنند.

اصطلاحات (29)- انتشارات مانا ایده

معنی اصطلاح از سر باز کردن چیست؟
1- یعنی مزاحمت کسی را با زرنگی از خود دفع کردن.

2- معمولا این اصطلاح را در جایی به کار می برند که کسی مزاحم انسان باشد و مدام کارهای خود را به دوش دیگران بیندازد. برخی افراد که در رودربایستی قرار می گیرند، مجبور به انجام درخواست این افراد پرتوقع می شوند.

اما برخی افراد به جای اینکه خود را تحت فشار قرار دهند، یا کار آن فرد مزاحم را با کمترین کیفیت انجام داده تا بروند و شرشان کم شود یا اینکه با سیاست و زیرکی کاری می کنند که آن فرد پشیمان شده و دیگر درخواستی نداشته باشد! اینجاست که می گویند فلانی با بهترین ترفند فلانی را از سرش باز کرد!

3- این اصطلاح مترادف است با: طفره رفتن، خود را به نشنیدن زدن، تجاهل کردن

4- همچنین این اصطلاح قرابت معنایی دارد با ضرب المثل های:

♦️ وعده سر خرمن دادن

♦️ کسی را دنبال نخود سیاه فرستادن

5- مثال: هفته پیش شاگرد تنبل کلاسمون شب امتحان اومده از من کتابم رو قرض بگیره! من هم یک کتاب کهنه اضافی داشتم که از روی از “سر باز کردن” دادم بهش و رفت!

اصطلاحات (28)- انتشارات مانا ایده

معنی اصطلاح هر چه بادا باد کنایه از چیست؟
1- یعنی هر چه می خواهد اتفاق بیفتد، بگذار بیفتد! هر چه شد، شد!

2- این اصطلاح را معمولا در حالت شک و دودلی به کار می برند؛ یعنی در انتظار امری نامشخص در آینده ای نامعلوم به سر بردن. گاهی این انتظار بوی ناامیدی می دهد؛ یعنی فرد تمام تلاشش را کرده ولی هنوز نتیجه ای نگرفته است. با به کار بردن این ضرب المثل هم خستگی و ناامیدی اش را نشان می دهد هم می توان گفت در عین حال خود را برای پذیرش هر نتیجه ای آماده کرده است.

3- همچنین این اصطلاح را زمانی به کار می برند که منتظر به ثمر نشستن تلاش هایشان باشند؛ مانند دانش آموزی که به خوبی درس خوانده و کلی زحمت کشیده است، وقتی آزمون می دهد، نتیجه را به خدا می سپارد و می گوید: هر چه بادا باد! یعنی راضیم به آنچه تو برایم می خواهی چرا که جز خیر و صلاحم نمی خواهی.

4- می توان گفت هر چه باد آباد: یعنی امید است آنچه رقم می خورد مایه آبادی و خوشنودی شود.

اصطلاحات (27)- انتشارات مانا ایده

معنی اصطلاح بادمجون واکس زدن کنایه از چیست؟
1- کنایه از کار بیهوده انجام دادن است.

2 -یعنی وقتش را صرف کاری کرده که فایده ای برایش ندارد.

3- از آنجایی که بادمجان پوست شفاف و درخشانی دارد، گویی خودش واکس زده شده است. از این رو واکس زدن به بادمجان کاری عبث و بیهوده تلقی می شود.

حالا اگر کسی با دیگری صحبت کند و او به حرفش اهمیت ندهد، گوینده ناراحت شده و با دلخوری می گوید: بادمجان که واکس نمیزنم! یعنی برای تو ارزش قائل شده ام و وقت گذاشته ام. پس لطفا توجه کن.

4- این اصطلاح قرابت معنایی دارد با اصطلاحات:

♦️ گل لگد کردن

♦️ تو گوش خر یاسین خواندن

♦️ آب در هاون کوبیدن

5- مثال: وقتی با برادرم صحبت می کنم، تمام هوش و حواسش به گوشی اش است. انگار دارم برایش بادمجان واکس می زنم!

6- به طور کلی وقتی بخواهند کم ارزش بودن کاری را توصیف کنند، این اصطلاح را به کار می برند. غالبا هم برای سرزنش افراد بی توجه و بی مبالات گفته می شود.

اصطلاحات (26)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح خل بازی درآوردن کنایه از چیست؟
1- کنایه از انجام دادن کارهای بیهوده که معمولا برای خوش گذرانی و توجه نکردن به عواقب کارها به کار می رود. در اینجا این اصطلاح در معنای منفی خود به کار می رود. یعنی فرد، با این کارهایی که می کند و به هشدارهای بقیه توجه نمی کند، عاقبت پشیمان می شود. در دانشچي

2- یعنی کارهای غیرعاقلانه انجام دادن. رفتارهای کودکانه کردن. غیر منطقی به مسائل نگاه کردن.

3- گاهی به کسی می گویند که هر چه مطلبی را برایش می گویی متوجه نمی شود. در اینجا شخص گوینده می گوید: چرا خل بازی در میاری! مطلبی که میگم خیلی هم سخت نیست! کمی فکر کنی می فهمی!

4- برخی از دوستان وقتی در جمع دوستانه خود قرار می گیرند بسیار خوشحالی می کنند و حتی اگر مشکلاتی داشته باشند آن لحظه فراموشش می کنند. به اصطلاح ” ادا بازی” های مختلفی در می آورند که اگر کسی از دور اینها را ببیند با خنده می گوید اینها خل شده اند. یعنی هفت دولت رها و آزادند و حالشان خوش است.😁 اینجا معنای منفی ندارد و معمولا برای شوخی به کار می رود.

اصطلاحات (25)- انتشارات مانا ایده

معنی اصطلاح فارسی آب در جگر نداشتن کنایه از چیست؟
1- کنایه از نهایت فقر و بیچارگی است.

2- وقتی بخواهند فقر و اوضاع مالی نابسامان کسی را توصیف کنند، می گویند فلانی آب در جگر ندارد.

3- این اصطلاح قرابت معنایی دارد با اصطلاح ” آه در بساط نداشتن“. همچنین با ضرب المثل” آه ندارد با ناله سودا کند” ضرب المثل “هشتش گرو نهش است“. و ضرب المثل ” از بی کفنی زنده ایم“. تمام این ضرب المثل ها و اصطلاحات، به شدت فقر و نیازمندی اشاره می کند. در دانشچی

همچنین این اصطلاح در اشعار شاعران نیز دیده شده است. به برخی از آن ها توجه کنید:

این پیر گشته را که نبرد آب در جگر

آروغ امتلا زند اکنون ز خوان شکر

———————————

در جگر گرچه مرا ز آتش فقر آب نماند

لیک بحریست کف راد تو پر آب زلال

4- به طور کلی این ضرب المثل یا اصطلاح برای شخص محتاج است؛ کسی که به سختی می تواند زندگی اش را بگذراند و رفاه و آسایش را برای خانواده اش فراهم سازد.

اصطلاحات (24)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح ژاژ خاییدن کنایه از چیست؟
1- یک اصطلاح کنایی در زبان فارسی است که به معنای “سخنان بیهوده، یاوه، و کار بیهوده کردن” می‌باشد. به عبارتی دیگر، کسی که ژاژ می‌خاید، حرف‌های بی‌اساس، بی‌معنی، و بی‌ارزش می‌زند که هیچ فایده و سودی در آن‌ها نیست و تنها وقت دیگران را تلف می‌کند.

2- اصطلاح معمولاً برای نشان دادن نارضایتی از سخنان کسی استفاده می‌شود که حرف‌هایش را بی‌ارزش، بی‌معنی، و اتلاف وقت می‌دانیم. همچنین، ممکن است برای توصیف کسی که زیاد حرف می‌زند اما حرف‌هایش هیچ محتوا و مفهوم خاصی ندارند، به کار رود. در دانش‌چی

معنی واژه‌ها
♦️ ژاژ: ژاژ نام گیاهی است بی مزه، خاردار و خودرو و بدون مزه که در صحراها می‌رویَد. شتر ژاژ را می‌جود ولی قادر به فرو بردن آن نیست؛ بنابراین، این واژه به خوبی مفهوم سخنان و کارهای بی‌فایده را منتقل می‌کند.

♦️ خاییدن: این فعل به معنی جویدن است. در این اصطلاح، عمل جویدن به صورت کنایی برای بیان عمل حرف زدن به کار رفته است.

اصطلاحات (23)- انتشارات مانا ایده

لحظه شماری کردن کنایه از چیست؟
1- به معنای کنایی “انتظار مشتاقانه و بی‌صبرانه کشیدن برای رسیدن یک رویداد، زمان یا شخص خاص” است. این اصطلاح به زیبایی حس هیجان، اشتیاق و بی‌قراری فرد را در انتظار رسیدن به چیزی یا کسی که برایش اهمیت دارد، به تصویر می‌کشد.

2- وقتی فردی در انتظار چیزی است که برایش اهمیت زیادی دارد، زمان برایش به کندی می‌گذرد و هر لحظه برایش طولانی و کشدار به نظر می‌رسد. در این حالت، فرد به صورت ذهنی شروع به شمارش لحظات می‌کند و بی‌صبرانه منتظر رسیدن به آن لحظه موعود است. در دانش‌چی

3- این اصطلاح بار عاطفی و احساسی مثبتی دارد و نشان‌دهنده شور و شوق، امید و اشتیاق فرد است. این اصطلاح معمولاً در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که فرد در انتظار یک رویداد خوشایند و مثبت است.

اصطلاحات (22)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح باتری قلمی کنایه از چیست؟
1- اشاره به شدت لاغری کسی دارد.

2- باتری قلمی، باریک است. از این رو وقتی می خواهند لاغر بودن کسی را توصیف کنند، او را به باتری قلمی تشبیه می کنند!

نکته ای در باب آداب معاشرت
باید توجه داشت که در محافل رسمی و گفتگو با هر کسی غیر از افراد صمیمی، در انتخاب واژگان دقت کرد. خصوصا واژه هایی که در دل خود سرزنش، تحقیر و تمسخر دارند را به کار نبرد. چرا که هم از ارزش گوینده می کاهد و هم شنونده را آزرده خاطر می سازد. در دانشچى

اصطلاحاتی مثل باتری قلمی، لاغر مردنی، چاقالو، بی ریخت، کچل و … که به ظاهر افراد اشاره دارد، دور از ادب و شخصیت است؛ چراکه کسی در انتخاب شکل ظاهری خود نقشی نداشته است.

از این رو کلماتی که بوی تحقیر و تمسخر می دهد، افراد را آزرده خاطر می کند و چه بسا کسی که اعتماد به نفس پایینی داشته باشد با شنیدن این سخنان خجالت زده و شرمگین شود و یا با مصرف داروهایی به سلامتی خود آسیب بزند.

اصطلاحات (21)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح شانه خالی کردن کنایه از چیست؟

1- کنایه از فرار کردن از مسئولیت است. یعنی کسی مسئول انجام کاری است ولی از آن کار روی برمی گرداند یا آن را مثل باری روی دوش دیگری می اندازد و جا می زند.

2- معمولا این اصطلاح را به آدم های بی‌مسئولیت می گویند؛ کسانی که وظیفه دارند در پست و منصبی که هستند، کارشان را تمام و کمال انجام دهند اما انقدر راحت طلب‌اند که حاضر نیستند آن کار را انجام دهند.

یک مثال ملموس بزنیم! مسئول یک اداره ای را در نظر بگیرید که پشت میز نشسته و حقوقش را به طور کامل هر ماه دریافت می کند. وظیفه او رسیدگی به امور مردمی است که به او مراجعه می کنند. اما در کمال تعجب، نه تنها کار مردم را راه نمی اندازد و امروز و فردا می کند، بلکه بر سر آنها منت هم می گذارد که وقت ما را گرفتید، مزاحم ما نشوید، چرا نمی فهمید و …!!

اینجاست که می گویند چنین آدمی وظیفه شناس و مسئولیت پذیر نیست و از زیر بار مسئولیتش شانه خالی می کند.

3- وظایف و کارهای ما مثل باری بر دوش ما هستند که ما باید آن بار را به مقصد یعنی هدفمان برسانیم. حال اگر بین راه شانه مان را خالی کردیم و آن بار را روی زمین یا بر دوش دیگری انداختیم، آدمی سست عنصر و غیرقابل اعتماد در نزد دیگران شناخته می شویم.

اصطلاحات (20)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح شکر آب شدن کنایه از چیست؟

1- کنایه از به هم خوردن رابطه بین دو نفر است؛ یعنی دیگر ارتباط آنها باهم قطع شده و به نوعی با هم قهر هستند.

2- شکرآب یعنی شکری که در آب ذوب شده باشد. اصطلاحا این مَثل را در جایی به کار می برند که دو نفر که با هم صمیمی بودند، به دلایلی اختلافاتی بین آنها پدید می آید که از هم دلگیر می شوند. اینجاست که می گویند رابطه فلانی با دوستش شکرآب شده است.

3- شکرآب یا شکراب شدن یعنی ایجاد شدن اختلافات و کدورت ها بین افراد. مثلا با کسی مدتی دوست صمیمی هستید اما رفتاری ناشایست از او می بینید که قابل توجیه نیست. کم کم سعی می کنید رابطه خود را با او قطع کنید و هیچ ارتباطی با او برقرار نکنید. در دانشچي

اطرافیان که شاهد صمیمیت و دوستی بین شما بودند، بعد از مدتی که می بینند شما با هم نمی گردید، اولین چیزی که به ذهنشان می رسد این است که بین شما شکراب شده یعنی اختلاف پیش آمده است. به همین دلیل این اصطلاح بین مردم معروف است و معمولا آن را به کار می برند.

اصطلاحات (19)- انتشارات مانا ایده

اصطلاح زیر پای کسی را خالی کردن کنایه از چیست؟

1- کنایه از بی اعتبار کردن، بردن آبرو و خوار کردن کسی است؛ نامردی کردن در حق کسی. در معنای دقیق تر یعنی دست برداشتن از حمایت کسی هنگامی که نیازمند حمایت است.

2- برای فهم بهتر این ضرب المثل به این مثال‌ها توجه کنید:

♦ شخصی را در نظر بگیرید که از روی پشت بام می خواهد پایش را روی اولین پله نردبان بگذارد و پایین بیاید. یک آدم از خدا بی خبری نردبان را از زیر پای او می کشد و زیر پایش خالی می شود و به زمین می افتد!

♦ یا شخص دیگری که می خواهد روی صندلی بنشیند، یکهو یک نفر با قصد و غرض صندلی را کنار می زند و او زمین می خورد!

♦ یا از زیر پای شخص نیازمندی فرش را می کشند و می برند!

همه اینها مثال های ملموسی از خالی کردن زیر پای کسی است. این معنای ظاهری ضرب المثل است اما چیزی که در همه اینها مشهود است، ضرر زدن به دیگری چه به روح یا جسم اوست. در دانش‌چی

3- مثال دیگر: وقتی در بدترین شرایط زندگی به سر می بردم و نیاز به حمایت خانواده ام داشتم، همگی جز مادرم زیر پایم را خالی کردند و تنهایم گذاشتند.