نکات نویسندگی (5)- انتشارات مانا ایده

درست بنويسيم، ٢:

- "وهله"درست است نه وحله؛

- در فارسي "شاعره" يا "مديره" نداريم؛ يعني: "پروين شاعرهء معاصر" غلط است.

- "هم ذات پنداري" درست است نه هم زاد پنداري؛

- "اولويت" درست است نه الويت؛

- "فنّاوري" درست است نه فن آوري؛

- "زغال" را بهتر است به همين شكل بنويسيم چون معرب "زگال" فارسي خودمان است؛ ذغال اصلاً خوب نيست!

- نگارش واژه ها يا افعالي نظيرِ "مي خواهم" و "مي خوابم" به صورت ميخاهم و ميخابم درست نيست؛

- "اساتيد" درست نيست چون استاد واژه اي فارسي ست و جمع مكسّر ندارد و بايد به صورت "استادان" بكار برود.

- "توجيه" درست است نه توجيح؛

- "كنكاش" به معني مشورت است و اينكه امروزه در معناي جستجو بكار مي رود غلطي مصطلح است؛

- "كاوِش" از "كاو" + "ش" ساخته شده؛ مثل دانش و تابش و نظاير آن؛ پس نبايد به ضم واو تلفظ شود.

- در فارسي چيزي به عنوان "ه" بدل از كسره نداريم و معلوم نيست به تازگي از كجا آمده؟ مثلاً: "كتابه من"! يا "گُله زيباي بازي"!
اين "ه" در گفتار نويسي فقط براي كوتاه نويسي برخي فعلها به كار مي رود. مثلاً: "اين نوشتهء منه"؛ يا: "اين خود خودشه"؛ يا: "درست ميشه"؛ يا: "به كار ميره"...

نکات نویسندگی (4)- انتشارات مانا ایده

درست بنويسيم ١:

چندی‌ست با گسترش رسانه‌ها و فضای مجازی، و البته اختلاط زبان گفتار و نوشتار، هر کسی هر طور دلش می‌خواهد و عشقش می‌کشد می‌نویسد. ازآدم‌های عادی گرفته تا شاعران و نویسندگانِ بعضاً بنام، شعرها و نوشته‌هاشان پر است از غلط‌های دستوری و املایی؛ از غلط نوشتن گرفته تا غلط گفتن و غلط کردن و البته غلط رفتن!
در همین فضای مبارک مجازی هم اتفاقاً صفحه‌هایی هست که تمام قواعد دستوری و شیوه‌های درست‌نویسی را به خوبی آموزش می‌دهد اما ظاهراً گوش کسی بدهکارشان نیست. ما ادبیاتی‌ها هم هر چه نقش «غلط‌گیر» را بازی می‌کنیم باز هم فایده‌ای ندارد!
به گمانم شعر از «سرمد هندی» باشد که گفته است:
«وعده های دلربای ماست سر تا پا غلط
نی غلط، آری غلط، امشب غلط، فردا غلط

نسخۀ آشفتۀ دیوان حال ما مپرس
خط غلط، معنی غلط، املا غلط، انشا غلط!»

به هر حال ازین غلط‌ها زیاد است؛ نمونه‌هایی را با هم می‌خوانیم:

- "بالاخره" درست است، نه بلاخره.

- وقتی کسی را تحسین می‌کنیم، «احسنت!» می‌گوییم نه احسن.

- معمولاً عروس و داماد «ماه عسل» می‌روند نه ماحصل.

- "راجع به" درست است، نه راجب!

- "خواهشاً" و «گاهاً» و «ناچاراً» سه غلط زیادی‌اند!

- کاربرد «دوئیّت» و «ایرانیّت» غلط است و دقیقاً عین «خریّت» است!

- "بیفتد" و «بیندیشد» و «بیندازد» را به همین شکل باید نوشت، نه بیافتد و بیاندیشد و بیاندازد.

- به پیر به پیغمبر قسم! «دردِ دل» درست است، نه درد و دل؛ نيز "دقِ دل" درست است نه دق و دل.

- آنچه از قدیم بر روی زخم می‌گذاشته‌اند، «مرهم» است، نه مرحم.

- واژه‌هایی مثل «گره» و «زره» و «مه» را به جهت خوانده شدن «ه» هنگام اضافه کردن به صورت گرهی و زرهی و مهی می‌نویسیم. پس اینکه برخی شاعران و نویسندگان گرامی به شکل «گره ای» و «زره ای» و «مه ای» می‌نگارند غلط است.

- شما را به خدا «متشکرم» درست است نه مچکرم؛ اصلاً بفرمایید سپاس!

- نوشتن واژه هاي عربي تنوين دار مثل "حتماً" و "فعلاً" و "لطفاً"، به صورت حتمن و فعلن و لطفن درست نيست.
.
.

نکات نویسندگی (3)- انتشارات مانا ایده

سپاس کلمه ای ایرانیست و یادگار زرتشت که همواره می‌گفت سه چیز را پاس بدارید: پندار نیک (پاس یک)، گفتار نیک (پاس دو)، کردار نیک (پاس سه). پاس = پاسداشت و پاسداری از سه نیک. و ایرانیان با گفتن سه پاس (سپاس) به همدیگر یادآور این سه مورد مهم می‌شدند.

در پاسخ باید گفت:
- آنچه در متن آمده حاصل ذوقیات و بافته‌های ذهنی یک شخص است و هیچ ریشه تاریخی ندارد.
- كلمه سپاس، یک کلمه اوستایی و به گویش گاتهایی (یا دیگر لهجه‌های کهن اوستایی) نيست و از همین روی نمی‌تواند یادگار زرتشت باشد. و واژه سپاس به صورت «سه + پاس» نیست. در زبان اوستایی نیز عدد ۳ به صورتِ θri (ثری) و θr (ثر) خوانده می‌شود. برای مثال در اوستا، یسنای ۹، بند ۸ اژی دهاک با صفتِ سه پوزه (به اوستایی: θri-zafanem) خوانده شده است. در یسنای ۱۱، بند ۱ نیز برای عدد ۳ از واژه‌یِ θrâyô استفاده شده است. در یسنایِ ۱۹، بند ۱۶واژه‌یِ θri و در یسنای ۵۷، بند ۶ برای عبارت «سه شاخه» از واژه‌یِ θry-axshtîshca استفاده شده است.[۱]
- واژه «سپاس» نهايتاً يك واژه فارسی ميانه (پهلوی) هست و اصل آن espas بود. واژه «ناسپاس» نیز به صورتِ an espas خوانده می‌شد.[۲] يعنی‌ در اصلِ كلمه سپاس (espas) به هیچ روی عدد ۳ وجود ندارد و لذا سپاس به معنی سه عدد پاس (گفتار نيك و پندار نيك و كردار نيك) نيست.
- سعدی استاد ادب پارسی، می‌گوید:‌ «سگ حقشناس به از آدمی ناسپاس». که این نشان می‌دهد، ناسپاس در مقابل حق‌شناس هست. پس واژه «سپاس» به معنی «حق شناسی» هست. (نه ۳ عدد پاس!)

پی‌نوشت:

[۱]. بنگرید به:
Yasna (sacred liturgy), based on edition of Karl F.‎ Geldner, Avesta, the Sacred Books of the Parsis, Stuttgart, 1896.‎
[۲]. مكنزی‌،‌ فرهنگ زبان پهلوی، ترجمه مهشيد ميرفخرايی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۳، برگه ۳۱۲ و ۲۵۸

نکات نویسندگی (2)- انتشارات مانا ایده

دوستان ارزشمندم
مدتهاست مشاهده می شود که واژه سپاسگزار و یا خدمتگزار را به صورت غلط به شکل "سپاسگذار" یا" خدمتگذار " می نویسند بخاطر کثرت این غلط املایی ونگارشی برخود لازم دانستم تا توضیحی در مورد دو پسوند "گذار" و" گزار" بیان نمایم تا تفاوتهای آن بر سرورانم آشکار باشد و این واژه ها در جای خود وبه شکل صحیح به کار رود.
از دوران دبستان و نوشتن املا مدت‌ها گذشته اما گاه و بیگاه در تفاوت “گزار” و “گذار” دچار اشتباه می‌شویم. مثلاً در کلماتی مانند: قانون گذار، نماز گزار، خدمت گزار و مانند آن‌ها. اصلی ترین روش برای شناخت تفاوت این ترکیب‌ها ، توجه به شکل نوشتن فعل‌های “گذاشتن” و “گزاردن” و معنی آنهاست.
در مورد مصدر گذاشتن: (گذار ریشه فعل گذاردن است و به معنی گذاشتن است)
معانی: قرار دادن، جای دادن، ترک کردن، عبور کردن، وضع کردن، اجازه دادن و موارد مشابه اینهاست.
مثال: کتاب را در قفسه گذاشتم. (قرار دادم)
-نظر پدرت چه بود؟ -پدرم راضی نبود، اما بالاخره گذاشت. (اجازه داد)
مرگ او اندوه بزرگی را در قلبم گذاشت. (معنای مجازی قرار گذاشتن)
دیگر کاربردها: واگذاردن، واگذار کردن: تسلیم کردن، به عهده‌ی کسی انداختن- جا گذاشتن، گرو گذاشتن- بنیانگذار: بنا کننده- سیاستگذار: وضع کردن سیاست -پایه گذار- سرمایه گذار- امانت گذار- بیمه‌گذار- قانون گذار- فرمان گذار- فروگذار و.....
در مورد مصدر گزاردن: (= گزاریدن)
معانی: انجام دادن و به‌ جا آوردن، پرداختن (وام، مالیات و غیره)، بیان کردن، ترجمه کردن، تفسیر کردن، رسانیدن و تبلیغ کردن ( پیغام، پیغمبری و غیره)، بیان کردن، صرف و خرج کردن
کاربردها: گزارش، بیان کردن، اظهار کردن: سخن گزاردن، پاسخ گزاردن- نمازگزار: به جای آورنده‌ی نماز- خدمتگزار: به جای آورنده‌ی خدمت- سپاسگزار: به جای آورنده و ادا کننده‌ی تشکر- وام‌ گزار: پرداخت کننده‌ی وام- پیام گزار: پیام آور- خواب‌ گزار: تعبیر کننده‌ی خواب – حق‌گزار: ادا کننده‌ی حق- مصلحت گزار: خیر اندیش- گله گزار: گله کننده – باج گزار: باج دهنده
حین نوشتن چنین عباراتی مثلاً نمازگزار، با خودتان بگویید: نماز گذاشتن یا نماز گزاردن؟ نماز قرار دادن یا نماز به جا آوردن؟ مسلماً پاسخ درست را می‌یابید. خدمت گذاشتن یا گزاردن؟ و …
بالاخره چطور “گذار” و “گزار” را از هم جدا کنیم؟!
به طور کلی می‌توان گفت:
هرگاه پسوند به معنی گذاشتن و قرار دادن باشد، با “ذ” می‌نویسیم.
هرگاه پسوند به معنی ادا کردن و به‌جا آوردن باشد با “ز” می‌نویسیم.

معانی لغات برگرفته از فرهنگ معین.

نکات نویسندگی (1)- انتشارات مانا ایده

| سه توصیه مهم برای نویسندگان مبتدی |•🌸

۱. رها و آزادانه بنویس و به خوب شدن واژه‌ها و جملاتت فکر نکن.

۲. از کلمه‌هایی که در طول روز و در تعاملات روزمره آن‌ها را به‌کار می‌بری استفاده کن. ☘

۳. سعی کن هر روز چند کلمه جدید به دایره واژگانی خود اضافه کنی.