خلاصه ای ازمقاله شیوه های روایت سینمایی در غزل امروز

غزل یکی از مهم ترین قالب های شعر فارسی است که در طول زمان دستخوش تحولات گوناگونی از نظر فرم ومحتوا بوده وپا به پای جامعه ایرانی آمده است.
سینما وادبیات از یک زیست ذهنی می آیند.هرگاه از سینما وجمله بندی های تصویری سخن به میان می آید،نخستین کنشی که ذهن دارد،کنش نسبت به ماده خام سینماست که یکی از مواد ادبیات است.پس ادبیات به عنوان یک روایت از زندگی همیشه برای سینما در خور تامل بوده است.
از سوی دیگربا حضور سینما تاثیرآن برشعر نمایان است.

روایت:روایت در ساده ترین مفهوم داستانی است که در زمان روی می دهد.
راوی کسی است که این داستان را نقل می کند.

رولان بارت می گوید:"روایت همه جاحضور دارداسطوره،افسانه،قصه،مثل،رمان کوتاه،حماسه، تاریخ،درام کمدی،پانتومیم و...
ارسطو معتقداست،هدف هنر، نگاه داشتن آینه در برابر زندگی است وشعری را که عنصر درام(اثر داستانی)وعنصر کمدی(اثرنمایشی)داشته باشد به وضوح برتری می دهد.
روایت در شعر فارسی:
قدمت روایت در شعر به نخستین حماسه های منظوم می رسد.
در زبان فارسی شعر روایی بیشتر در قالب مثنوی ودر بحر متقارب وهزج سروده شده است.
روایت در غزل:
روایت یکی از ویژگی های غزل امروز محسوب می شود.تفاوت غزل با تغزل در جنبه روایی آن است یعنی تغزل، جنبه روایی دارد وربط بین ابیات آشکار تراست.
سیمین بهبهانی از اولین کسانی است که فرم جدید روایت را در غزل آزمود.در نسل بعدی،غزل سرایانی چون علی رضا قزوه وعبدالجبار کاکائی،با استفاده از وزن های بلند دوری به نوعی راه بهبهانی رادنبال کردند.موفق ترین نمونه های غزل این دوره را می توان به قیصرامین پور نسبت داد.
ویژگی های غزل روایی:
اولین نتیجه روایی شدن غزل استحکام محور عمودی است که در نتیجهء آن ،نمی توان بیت ها را جابجا کرد.
از دیگر نتایج ورود به غزل،ترجمه پذیر بودن آن است.روایت در کل باعث می شود که غزل به جای پرداختن به مسائل کلی وپراکنده جزءنگر باشد.
ورود واژه ها وترکیب های تازه واصطلاحا غیر شعری به غزل یکی دیگر از پیامدهای روایی شدن این شکل ادبی است.

روایت شاعرانه وروایت داستانی:
روایت شعری بر دیگر روایت هابرتری دارد.روایت شرط ذاتی داستان است.روایت شعری به عریانی روایت داستانی نیست؛پیکرهء داستان همیشه بر اسکلت نوعی روایت شکل می بندد.اما روایت شعری،نوعی دیگر از روایت است که بر پیکرهء"پیوند واندیشه وخیال وعاطفه"می نشیند.
در روایت های شاعرانه،شاعر طرح را در اراده واختیار تخیل خود قرار می دهد وآن را منحصر به فرد می کند.
غزل روایی وروایت سینمایی:
برتری کار کرد تخیل در فضاسازی و صحنه پردازی توسط کلمه در شعر بر سینما باعث می شود تا شعر بتواندفضاهای سوررئالی را تصویر کند در صورتی که سینما نمی تواند از عهده آن برآید.
خواننده داستان برای خوانش وبازنگری هربخشی از داستان فرصت دارد اماتماشاچی این امکان را ندارد.
نتیجه اینکه، روایت از جهانی های بشراست وهیچ جامعه انسانی بدون روایت وجود ندارد.
تعامل هنرها با دیگر دست آوردهای زندگی بشری، باعث رشد وشکوفایی وزایایی هنر وارتباط آن با مخاطب خواهد بود.شاید از این روست که غزل از پیش از دیگر فرم های شعری،مخاطب عام خود را راضی کرده است.