ریشه شناسی کلمات (36)- انتشارات مانا ایده


سین‌جين يا سين‌جيم؟
معمولاً سين جين گفته می‌شود؛ ولی سين جيم است. به معنای بازخواست کردن، سين حرف نخست سؤال و جيم حرف نخست جواب است. از آنجا که با هم می‌آيند، هم‌شکل شده‌اند؛ مانند:
پانزده و شانزده (پنج‌ده و شش‌ده)
گرما و سرما (گرما و سردا)
دَواء و شَفاء (دَواء و شِفاء)

ریشه شناسی کلمات (35)- انتشارات مانا ایده

مفقود يا مفقود شده؟

مفقود درست است؛ زيرا مفقود يعنی "گم‌شده" و "مفقود شده" يعنی "گم‌شده‌شده".
خودِ واژۀ مفقود اسم مفعول است و نيازی به بخش دوم «شده» ندارد.
مفقود واژه‌ای عربی و گمشده فارسی است.

ریشه شناسی کلمات (34)- انتشارات مانا ایده

ریشه یابی:
ماده
نر و ماده درست است. در اينجا حرف دال نبايد با تشديد گفته شود.
نر و مادّه نادرست است.
«مادّه» واژه‌ای عربی «مادَّة» و جمعِ آن «مَوادّ» است.

ریشه شناسی کلمات (33)- انتشارات مانا ایده

سفارش

ریشه واژه سفارش سپارش می‌باشد و هم‌خانواده با سپردن و می‌سپارم است.
حرف پ در گذر زمان به ف دگرگون شده است مانند
سپید و سفید
و
گوسپنت و گوسفند

ریشه شناسی کلمات (32)- انتشارات مانا ایده


سکنجبین
سِکَنجَبين دگرگون شده و عربی‌شدۀ «سِرکه‌اَنگَبين» است.

ریشه شناسی کلمات (31)- انتشارات مانا ایده


روستا
روستا از مصدر رُستَن به معناى روييدن برگرفته شده‌است. روستا (رُستاک) یعنی رویشگاه.
روستا از واژه‌ی پهلوی رُستاک گرفته شده و در عربی به ریخت رُستاق درآمده‌است.

اما دکتر محمد حسن‌دوست بر این باور است که روستا پیوند دو بخش رود ایستا است.
رود ایستا یعنی ایستاده کنار رود.

ریشه شناسی کلمات (30)- انتشارات مانا ایده


ویزا
ویزا (Visa) از ریشه‌ی لاتین charta visa به معنای کاغذ دیدنی است.

(روادید) برابر فارسی (ویزا) است.
یعنی آن کشور "روا دیده" است که ما وارد سرزمینش شویم.

ریشه شناسی کلمات (29)- انتشارات مانا ایده

ریشهٔ واژهٔ شمال، جنوب، شرق و غرب:

شَمال و جَنوب و شرق و غرب واژه‌های عربی‌اند. نام فارسیِ آنها به ترتيب اَپاختَر، نیمروز، خْوَرآسان و خْوَروَران است.
امروزه اپاختر به باختر تبديل شده و معنای غرب گرفته و خوروران، نخست خاوران سپس خاور شده و معنايش واژگون شده است.
خورآسان يعنی خورآيان و به ريختِ خُراسان نام استان شده است. آس در زبان پهلوی به معنای آمدنِ خورشيد است.
فخرالدین اسعد گرگانی در ویس و رامین درباره‌ی خراسان چنین سروده است:
زبان پهلوی هر کو شناسد
خراسان آن بوَد کز وی خور آسد
خورآسان را بود معنیٰ خورآیان
کجا از وی خور آید سوی ایران

ریشه شناسی کلمات (29)- انتشارات مانا ایده

ریشه یابی کلمات:
فارسی يا پارسی؟
دگرگون شدنِ پارسی به فارسی ربطی به زبان عربی ندارد.
دليل اين دگرگونی «نرم‌شدگیِ زبان» است.
به چند نمونه ديگر بنگريد:
گَوسِپَنت = گوسفند
سپيد = سفيد
پالوده = فالوده
اسپنت = اسفند
اگر به دليل اينکه در عربی پ نيست پارسی به فارسی تبديل شده است؛ در اين صورت گَوسِپَنت بايد جوسفنت می‌شد.
در زبان‌های اروپايی نيز همين نرم شدگی ديده می‌شود:
پاتِر = فاذِر پدر در فارسی پادْرِ (Padre) در اسپانيايی که در انگليسی فاذِر شده است. (father)
پَر در فارسی فِذِر در انگلیسی (Feather)
پُر در فارسی فُل در انگليسی (full)
پا در فارسی فوت در انگليسی (foot)

ریشه شناسی کلمات (28)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه آتش

آتش به شکل­ های آتَش، آتِش،آتیش، آذَر به کار رفته است.
در کردی شمالی آوِر و آیِر و در کردی جنوبی آگِر می­ گویند.
در پهلوی آتش را آتَخش می‌گفتند.
در زبان اوستایی آتَرش گفته می­ شده؛ در پهلوی آتور به کار رفته است.

نگاهی به چند زبان نشان می‌دهد که واژۀ آتش در همۀ آنها همانندیِ بسيار به يکديگر دارد.
فارسی: آتش
کُردی: آگِر هندی: آگِر پشتو: اور لهستانی: آگيِن اردو: آگ پنجابی: آگ گجراتی: آگ بنگالی: آگون روسی: آگُن لاتين: اِگنيس ليتوانيايی: اُگنيِس
انگلیسی: فايِر آلمانی: فايَ هلندی: وي‌يِر اسپانيايی: فوئگُ پرتغالی: فُ‌گُ فرانسوی: فو يونانی: فوتيا

ریشه شناسی کلمات (27)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «جوان»

«جوان» در زبان فارسی از ریشه ی «جن» به معنای «جنبنده و پرحرکت» گرفته شده است. در میان برخی از ریشه های دو حرفی زبان فارسی هرگاه دو حرف «وا» بیاید معنای خصلت درونی به آن واژه می دهد مانند:
جن=ج+وا+ن=جوان
تن=ت+وا+ن=توان
نز(ظریف)=ن+وا+ز=نواز

ریشه شناسی کلمات (27)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «زمین»

زمین از حکیمانه ترین و استوارترین واژه های زبان پارسی است که علاوه برنامگذاری مکان به سیر ایجاد آن نیز اشاره دارد.
زمین= زم (سرد) + ین (پسوندنسبی)= سرد شده.
همانطور که می دانیم زمین در آغاز آفرینش گوی آتشینی از گدازه ها بود که در پی چند میلیون سال بارش باران به سردی و خشکی گرایید.
جز اول این واژه را می توان در کلماتی چون؛ زمهریر (باد سرد)، زمستان نیز مشاهده کرد.

ریشه شناسی کلمات (26)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «جوان»

«جوان» در زبان فارسی از ریشه ی «جن» به معنای «جنبنده و پرحرکت» گرفته شده است. در میان برخی از ریشه های دو حرفی زبان فارسی هرگاه دو حرف «وا» بیاید معنای خصلت درونی به آن واژه می دهد مانند:
جن=ج+وا+ن=جوان
تن=ت+وا+ن=توان
نز(ظریف)=ن+وا+ز=نواز
دژخیم= ضد اخلاق

ریشه شناسی کلمات (25)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «سیب»

«سیب» در زبان فارسی از ریشه ی «ساب» به معنای ساییده شده (صاف ولطیف شده) ساخته شده است که واقعاً این واژه برازنده ی «سیب» است.

ریشه شناسی کلمات (24)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «پیچ گوشتی»

«پیچ» در زبان فارسی از دو واژه ی «پای» و «چم» درست شده است… «چم» یعنی حرکت گردشی و منحنی و در کل یعنی پایی که درآن چم و گردش وجود دارد.
پای چم=پایچ =پیچ

ریشه شناسی کلمات (23)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «پیچ گوشتی»

«پیچ» در زبان فارسی از دو واژه ی «پای» و «چم» درست شده است… «چم» یعنی حرکت گردشی و منحنی و در کل یعنی پایی که درآن چم و گردش وجود دارد.
پای چم=پایچ =پیچ

ریشه شناسی کلمات (22)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «آهو»

«آه» در زبا ن فارسی به معنای مراقبت است، آهو= آه + او (پسوندساخت اسم اشیا) یعنی حیوانی که دمادم مراقب خویش است.
سایرواژه های: آهن (فلزساخت وسایل مراقبت)، آهسته (حرکت همراه بامراقبت) نمونه های دیگری از این مدعاست …ضمناً بیندیشید در واژه هایی مانند: کلاه، پناه، نگاه (نگاه داشتن)، شاه، آگاه و …

ریشه شناسی کلمات (21)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «جوراب»

«جِر» در زبان فارسی ریشه ایست که «قرینه بودن» و «جوربودن» را می رساند که در ابتدا «گِر» تلفظ و بعدا به «جِر» تغییرصامت داده است. «جوراب» یا «گوراب» یعنی پوشش دارای جور یا قرینه که درابتدا به معنی پاپوش مانع نفوذ آب استفاده می شده است.
به واژگان دیگری که ازبن واژه ی “جر” درست شده است توجه فرمایید:
پنجره= پن (قابل بستن) + جره (داری قرینه)
جاری= به معنای قرینه ی همسربرادر
گاری= داری چرخهای قرینه
گور= حیوان دارای خطهای قرینه
گور= مدفن های در یک ردیف و دارای قرینه
انجیر= دارای دانه های جور و دارای قرینه
آجر= خشتهای دارای جور و همسان (آجور)
جردادن= به درازا نصف کردن و قرینه دار کردن پارچه
زنجیر= حلقه های دارای همسان و قرینه
جار= چراغ چندشاخه د ارای جور و همسان
جیره= غذای دارای اندازه های یک جور یا در وعده های یک جور
و…

ریشه شناسی کلمات (20)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «پناه»

«پناه» از دو بن واژه ی «پن» به معنای «دربسته» و «آه» به معنای «مراقبت» وبه معنای جای دربسته برای مراقبت می باشد. برای مثال های بیشتر ریشه واژه پنجره را ببینید.

ریشه شناسی کلمات (19)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «جی»

«جی» از باستانی ترین نقاط شهراصفهان است و به معنای پادگان و لشگر وآوردگاه می باشد. این واژه در زبان عربی بصورت «جیش»=لشگر استفاده می شود.

ریشه شناسی کلمات (18)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «پنجره»

پنجره= از دو واژه ی «پن (بستن) + جره (دارای قرینه) درست شده است.
به این مثالها جهت آشنایی با ریشه ی «پن» توجه کنید:
پنام= پن (بستن) +آم (دهان)= دهان بند
پنافتن= مسدودشدن
پنیر= پن (بستن) + شیر= شیربسته شده
پینه= پنه، بسته شده، پینه بستن
بند= دراصل «پنت» بوده و برای راحت چرخیدن در زبان به شکل «بند» درآمده است، وسیله ی بستن

ریشه شناسی کلمات (17)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه های «مرد، زن، دختر، پسر، پدر، مادر»

مرد از مُردن است . زیرا زایندگی ندارد. مرگ نیز با مرد هم ریشه است.
زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است.
دُختر از ریشه «دوغ» است که در میان مردمان آریایی به معنی «شیر» بوده و ریشه واژه ی دختر «دوغ دَر» بوده به معنی «شیر دوش» زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بود. به daughter در انگلیسی توجه کنید. واژه daughter نیز همین دختر است . gh در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و « خ » گفته می شده. در اوستا این واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوی دوخت می باشد. دوغ در در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شد .
اما پسر، «پوسْتْ دَر» بوده است. کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنین نامیده شدند.
پوست در، به پسر تبدیل شده است. در پارسی باستان puthra پوثرَ و در پهلوی پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است. در بسیاری از گویشهای کردی از جمله کردی فهلوی (فَیلی) هنوز پسوند «دَر» به کار می رود. مانند «نان دَر» که به معنی «کسی است که وظیفه ی غذا دادن به خانواده و اطرافیانش را بر عهده دارد».
حرف «پـِ » در «پدر» از پاییدن است. پدر یعنی پاینده کسی که می پاید. کسی که مراقب خانواده اش است و آنان را می پاید. پدر در اصل پایدر یا پادر بوده است. جالب است که تلفظ «فاذر» در انگلیسی بیشتر به «پادَر» شبیه است تا تلفظ «پدر» !
خواهر (خواهَر) از ریشه «خواه» است یعنی آنکه خواهان خانواده و آسایش آن است. خواه + ــَر یا ــار در اوستا خواهر به صورت خْـوَنــگْـهَر آمده است.
بَرادر نیز در اصل بَرا + در است. یعنی کسی که برای ما کار انجام می دهد. یعنی کار انجام دهنده برای ما و برای آسایش ما.
«مادر» یعنی «پدید آورنده ی ما». (زنده باد مادر)

ریشه شناسی کلمات (16)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «چمدان»

چمدان همان «جامه دان» فارسی است که به زبان روسی وارد شده است پس از تغییر درلهجه زبان فارسی دوباره به زبان فارسی وبه صورت «چمدان» برگشته است.

ریشه شناسی کلمات (15)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «پاسخ»

پاسخ درآغاز «پات + سخن» یا «پاد + سخن» به معنای جواب سخن یا ضدسخن بوده که به مرور زمان حروف «ت» و «ن» از آن حذف شده و به گونه ی واژه ای روان درآمده است.

ریشه شناسی کلمات (14)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «زمین»

زمین از حکیمانه ترین و استوارترین واژه های زبان پارسی است که علاوه برنامگذاری مکان به سیر ایجاد آن نیز اشاره دارد.
زمین= زم (سرد) + ین (پسوندنسبی)= سرد شده.
همانطور که می دانیم زمین در آغاز آفرینش گوی آتشینی از گدازه ها بود که در پی چند میلیون سال بارش باران به سردی و خشکی گرایید.
جز اول این واژه را می توان در کلماتی چون؛ زمهریر (باد سرد)، زمستان نیز مشاهده کرد.

ریشه شناسی کلمات (13)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «دشنام»

«دُش» در زبان فارسی به معنای «ضد» و « ازبین برنده» می باشد.
دشنام= ضدّنام. کلمه ای که خوشنامی را ازبین می برد.
نمونه های دیگر برای «دُش»:
دشوار= دش (ضد) + خوار (ضد آسان) = ضد آسان
دشمن= ضدّمنریشه یابی کلمات فارسی

ریشه شناسی کلمات (12)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «البرز»

«البرز» درآغاز «هربرز» وبه معنای کوه بلند بوده است: هر=کوه + بُرز=بلند
«هر» نیز به نظر می رسد محل برآمدن هور یاخورشید بوده است که بر «کوه» اطلاق شده است.
«هر»در زبان عربی به «حرا» تغییر شکل داده است.

ریشه شناسی کلمات (11)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «شلاق»

با توجه با واژه «شل» که در بالاتر توضیح داده شد این مورد نیز به معنای ابزاری که بر ران فرود می آید می باشد.

ریشه شناسی کلمات (10)- انتشارات مانا ایده

ریشه واژه «شلوار»

«شل» در زبان فارسی به معنای «ران» است. «وار» هم که به معنای مانند است که به معنای جامه ای شبیه ران می شود.

ریشه شناسی کلمات (9)- انتشارات مانا ایده

ریشه شناسی کلمات: ریشه واژه «آدینه»

این واژه در ایران باستان ati-ayanaka بوده است که به معنای حرکت به سویی و جمع شدن درآن نقطه می باشد (فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، دکتر محمد حسن دوست، ناشر: فرهنگستان زبان و ادب فارسى، ۱۳۸۳.)
که دقیقا معادل عربی آن «جمعه» می باشد واین دقیقا بیان می سازد که جمع شدن درنقطه ای برای عبادت و در روزی خاص، ریشه ای باستانی دارد.
آدیانکا←آدیانکه←آدیانه←آدینه