عنوان:رویا،هدف،زندگی
در طبیعت در حال قدم زدن بودم.به رویا هایم فکر میکردم،رویایی که می‌خواستم به واقعیت تبدیل شود.«رویای من این بود که در آینده به فقرا کمک کنم،وطنم را آباد ببینم،مردمم را خوشحال ببینم.»
در حال فکر کردن به رویاهایم بودم که یک سوال شد؛من که رویا دارم،پس هدفم چیست؟
بعد از چند لحظه فکر کردن به رویاهایم، هدف اصلی خود را فهمیدم!هدف من این بود.
«داکتر شدن،دختری که روی پا های خودش ایستاده است،دختری که به هیچ چیز دیگری به جزء هدفش فکر نمی کند.»
بعد از فهمیدن رویاهایم و هدفم با خودم گفتم:پس زندگی چیست؟آیا زندگی را میتوان عوض کرد،آیا زندگی را میتوان به میل خودمان پیش ببریم؟
همه‌ی سوالات در ذهنم در حال چرخیدن بودند،که به خودم آمدم و خودم را در لاله زار،جایی که پر از گل بود دیدم.در آنجا بود که فهمیدم زندگی چیست؟!
زندگی یعنی؛«خوشحال بودن کنار خانواده،محبت به اطرافیان،زحمت کشیدن برای رسیدن به هدف،رضایت پدر و مادر،درک کردن اطرافیان،قضاوت نکردن،و در آخر تلاش برای زندگی که می‌خواهی به دست بیاری .»
سوال دوم به ذهنم آمد؟ گفتم:آیا زندگی همیشه به میل ما است؟!
بعد چند لحظه فکر فهمیدم«نه،زندگی همیشه به میل ما نیست،ما باید تلاش کنیم در هر شرایط با زندگی پیش برویم،زندگی بالا و پایین زیاد دارد،اما کسی که زحمت بکشد و برای رسیدن به زندگی بهتر میتواند از همه این بالا و پایین های زندگی عبور کند و به زندگی که می‌خواهد برسد.
آنجا بود که معنی زندگی را فهمیدم .از خودم سوال سوم را پرسیدم آیا ما می توانیم زندگی را همانطور که میخواهیم عوض کنیم؟!
شاید نتوانیم،زندگی را عوض کنیم همانطور که خودمان می خواهیم،شاید زحمت کشیدن برای عوض کردن آن سخت باشد،اما ارزش رسیدن را دارد.