درست بنويسيم، ٢:

- "وهله"درست است نه وحله؛

- در فارسي "شاعره" يا "مديره" نداريم؛ يعني: "پروين شاعرهء معاصر" غلط است.

- "هم ذات پنداري" درست است نه هم زاد پنداري؛

- "اولويت" درست است نه الويت؛

- "فنّاوري" درست است نه فن آوري؛

- "زغال" را بهتر است به همين شكل بنويسيم چون معرب "زگال" فارسي خودمان است؛ ذغال اصلاً خوب نيست!

- نگارش واژه ها يا افعالي نظيرِ "مي خواهم" و "مي خوابم" به صورت ميخاهم و ميخابم درست نيست؛

- "اساتيد" درست نيست چون استاد واژه اي فارسي ست و جمع مكسّر ندارد و بايد به صورت "استادان" بكار برود.

- "توجيه" درست است نه توجيح؛

- "كنكاش" به معني مشورت است و اينكه امروزه در معناي جستجو بكار مي رود غلطي مصطلح است؛

- "كاوِش" از "كاو" + "ش" ساخته شده؛ مثل دانش و تابش و نظاير آن؛ پس نبايد به ضم واو تلفظ شود.

- در فارسي چيزي به عنوان "ه" بدل از كسره نداريم و معلوم نيست به تازگي از كجا آمده؟ مثلاً: "كتابه من"! يا "گُله زيباي بازي"!
اين "ه" در گفتار نويسي فقط براي كوتاه نويسي برخي فعلها به كار مي رود. مثلاً: "اين نوشتهء منه"؛ يا: "اين خود خودشه"؛ يا: "درست ميشه"؛ يا: "به كار ميره"...