دوستان ارزشمندم
مدتهاست مشاهده می شود که واژه سپاسگزار و یا خدمتگزار را به صورت غلط به شکل "سپاسگذار" یا" خدمتگذار " می نویسند بخاطر کثرت این غلط املایی ونگارشی برخود لازم دانستم تا توضیحی در مورد دو پسوند "گذار" و" گزار" بیان نمایم تا تفاوتهای آن بر سرورانم آشکار باشد و این واژه ها در جای خود وبه شکل صحیح به کار رود.
از دوران دبستان و نوشتن املا مدت‌ها گذشته اما گاه و بیگاه در تفاوت “گزار” و “گذار” دچار اشتباه می‌شویم. مثلاً در کلماتی مانند: قانون گذار، نماز گزار، خدمت گزار و مانند آن‌ها. اصلی ترین روش برای شناخت تفاوت این ترکیب‌ها ، توجه به شکل نوشتن فعل‌های “گذاشتن” و “گزاردن” و معنی آنهاست.
در مورد مصدر گذاشتن: (گذار ریشه فعل گذاردن است و به معنی گذاشتن است)
معانی: قرار دادن، جای دادن، ترک کردن، عبور کردن، وضع کردن، اجازه دادن و موارد مشابه اینهاست.
مثال: کتاب را در قفسه گذاشتم. (قرار دادم)
-نظر پدرت چه بود؟ -پدرم راضی نبود، اما بالاخره گذاشت. (اجازه داد)
مرگ او اندوه بزرگی را در قلبم گذاشت. (معنای مجازی قرار گذاشتن)
دیگر کاربردها: واگذاردن، واگذار کردن: تسلیم کردن، به عهده‌ی کسی انداختن- جا گذاشتن، گرو گذاشتن- بنیانگذار: بنا کننده- سیاستگذار: وضع کردن سیاست -پایه گذار- سرمایه گذار- امانت گذار- بیمه‌گذار- قانون گذار- فرمان گذار- فروگذار و.....
در مورد مصدر گزاردن: (= گزاریدن)
معانی: انجام دادن و به‌ جا آوردن، پرداختن (وام، مالیات و غیره)، بیان کردن، ترجمه کردن، تفسیر کردن، رسانیدن و تبلیغ کردن ( پیغام، پیغمبری و غیره)، بیان کردن، صرف و خرج کردن
کاربردها: گزارش، بیان کردن، اظهار کردن: سخن گزاردن، پاسخ گزاردن- نمازگزار: به جای آورنده‌ی نماز- خدمتگزار: به جای آورنده‌ی خدمت- سپاسگزار: به جای آورنده و ادا کننده‌ی تشکر- وام‌ گزار: پرداخت کننده‌ی وام- پیام گزار: پیام آور- خواب‌ گزار: تعبیر کننده‌ی خواب – حق‌گزار: ادا کننده‌ی حق- مصلحت گزار: خیر اندیش- گله گزار: گله کننده – باج گزار: باج دهنده
حین نوشتن چنین عباراتی مثلاً نمازگزار، با خودتان بگویید: نماز گذاشتن یا نماز گزاردن؟ نماز قرار دادن یا نماز به جا آوردن؟ مسلماً پاسخ درست را می‌یابید. خدمت گذاشتن یا گزاردن؟ و …
بالاخره چطور “گذار” و “گزار” را از هم جدا کنیم؟!
به طور کلی می‌توان گفت:
هرگاه پسوند به معنی گذاشتن و قرار دادن باشد، با “ذ” می‌نویسیم.
هرگاه پسوند به معنی ادا کردن و به‌جا آوردن باشد با “ز” می‌نویسیم.

معانی لغات برگرفته از فرهنگ معین.