۵- توسعه دادن شخصیت‌های اصلی داستان

برای پردازش شخصت‌های داستان از کجا می توانید شروع کنید؟ در زیر الگویی را برای پردازش شخصیت‌های داستان ارایه می‌دهیم:

۱- هدف: شخصیت شما چه می‌خواهد؟ به عنوان مثال، هدف هری پاتر شکست لرد ولدمورت است.

۲- انگیزه: چرا شخصیت شما این هدف را دارد؟ هری باید لرد ولدمورت را تضمین کند تا امنیت جادوگران جهان را تضمین نماید و انتقام پدر و مادر مرده خود را بگیرد.

۳- پویا یا ایستا: آیا شخصیت شما در طول دوره داستان دچار تحولات اساسی خواهد شد یا تا حد زیادی یکسان خواهند ماند؟

پس از ایجاد این عناصر اصلی، می‌توانید به بررسی جنبه‌های دیگر شخصیت‌های خود بپردازید و آنگاه:

الف) یک فایل برای هر کاراکتر ایجاد کنید که همه چیز از ظاهر گفته تا شخصیت فردی و خانواده او را پوشش دهد. هرمطلب یا ایده جدیدی که برای یک شخصت به ذهنتان رسید می‌توانید فایل همان شخصیت را باز کرده و در آن اضافه کنید.

ب) تاریخچه‌ای کلی از هریک از شخصیت‌های خود به وجود آورید و سعی کنید بین این تاریخچه‌ها و شخصیت‌‌های داستان هماهنگی‌هایی به وجود آورید.

ج) نام هریک از شخصیت‌های خود را انتخاب کنید و من بعد وقتی فکر می‌کنید، با نام هریک از شخصیت‌‌ها را خطاب کنید و در ذهن خود مرور کنید.

۶- تعیین نمودن جدال‌ها، تعارضات و اشتراکات داستان

به عقیده Kurt Vonnegut یكی از جهانی ترین انواع داستان، داستان “مردی در یک سوراخ” است: كسی دچار مشكل می‌شود و سپس سعی می كند از آن خارج شود. نوع دوم داستان “شکست عشقی” است: کسی چیزی دارد، آن را از دست می دهد و سپس سعی می کند تا آن را بازگرداند. در هر دو مثال، یک درگیری وجود دارد که داستان را هدایت می کند و در واقع، در صورت عدم درگیری، یک رمان واقعاً فقط یک گزارش طولانی است. درگیری همان چیزی است که باعث می‌شود مسیر شخصیت‌های شما برای دستیابی (یا عدم دستیابی) هدفشان برای خوانندگان جالب باشد این مجموع موانعی است که شخصیت اصلی در طول مسیر با آن روبرو می‌شود.

در رمان‌ها دو مقوله گسترده از تعارض وجود دارد و برای جذاب شدن داستان ایده خوبی است که هر دو را شامل شود:

کشمکش داخلی: ویژگی‌های شخصیتی و درونی و ذاتی هریک از شخصیت‌های داستان را شامل می‌شود که هنگام تلاش برای رسیدن به هدف خود مانع می‌شوند. به عنوان مثال، درگیری درونی Frodo در ارباب حلقه‌ها این است که نگذارد حلقه او را فاسد کند.

کشمکش خارجی: به مجموعه شرایط و موانعی که خارج از کنترل شخصیت یا شخصیت‌های داستان هستند و مانع از دستیابی آنها به هدف خود می‌شود. برای مثال، داشتن رقیب یا زقبای عشقی قدرتمند در داستان‌ها.

در کنار ایجاد موانع و تعارضات برای شخصیت‌های داستان یک نتیجه مثبت و جذاب نیز باید در کنار آنها باشد. برای مثال، در صورتی که شخصیت اصلی از موانع و رقبای خود بگذرد، چه نتیجه عایده‌ای حاصل می‌شود؟ عایده این خواهد بود که معشوقه او نیز به شدت علاقمند به وی است و در صورتی که رقبا پیروز شوند زندگی آینده معشوقه بسیار تلخ و تحقیر آمیز و اجباری خواهد بود. تعارضاتی جالب هستند که در پس آن عوایدی نیز باشند که بسیار مهم هستند.