فصل اول : اصول شعر کلاسیک
درس اول : هجا

تعریف :
شعر سنتی ایران را شعر کلاسیک مینامیم
مانند : اشعار حافظ ، سعدی ، مولوی ، خیام ،
فردوسی و .....

تعریف ساده شعر کلاسیک :
شعر کلاسیک برپایه بیت استوار و دارای وزن و قافیه است

در این تعریف چند واژه کلیدی وجود دارد
بیت ، وزن ، قافیه و ردیف

مبحث ردیف وقافیه را در آینده و در یک درس مستقل ارائه خواهم کرد

تعریف بیت :
هربیت از دو نیم بیت (دو مصرع ) با وزن یکسان تشکیل میشود

نکته : در شعر کلاسیک وزن نیم بیت اول مبنای
وزن سایر نیم بیت ها خواهد بود ، به این معنی که وزن نیم بیت اول باید در سایر نیم بیت ها تکرار شود.

تشریح وزن :
گفتار و نوشتار از واژه ها تشکیل میشوند و واژه ها ترکیبی از حرف ها هستند ، ترتیب قرار گرفتن حرف ها در کنار یکدیگر وزن را ایجاد میکنند

وزن در شعر مشابه ملودی در موسیقی عهده دارِ
خلق آوای موزونِ زیباست.

ملودی در موسیقی از به هم پیوستن نت ها بوجود می آید
ملودی ترکیبی از زیر و بمی نت ها می باشد که در کنار یکدیگر ضرب آهنگی را تولید میکنند و شنونده با شنیدن آن احساس معینی را تجربه میکند .

وزن در شعر از به هم پیوستن حرف ها بوجود می آید

وزن ترکیبی از بلند و کوتاهی حرف ها می باشد که در کنار یکدیگر آوائی را تولید میکنند و شنونده با شنیدن آن احساس معینی را تجربه و معنای خاصی را درک میکند.

نکته : ترکیب حرف ها با هم واژه ها را میسازند و واژه در کنار هم جمله ها را شکل میدهند

نکته : در نوشتار و گفتار معنی واژه ها اضافه بر آوای ایجاد شده از خوانش حروف ، کمک شایانی در تولید احساس مثبت و منفی می نمایند.

نکته : همچنانکه ترکیب نت ها در موسیقی میتواند تولید آوای دلپذیر و یا متقابلا ناخوشایند نماید ،
در نوشتار و گفتار نیز ترکیب حروف و واژه ها
میتوانند تولید حس دلپذیر و یا متقابلا ناخوشایند نمایند.

نتیجه گیری :
برای شاعری که میخواهد شعر کلاسیک بسراید
ضروری است که بلندی و کوتاهی حروف و آوای
تولید شده از خوانش هر واژه را بشناسد تا بتواند از ترکیب آنها یک سلسله آوای منظم و قاعدتا دلچسب تولید نماید.

بنابراین بعنوان اولین قدم اساسی و بسیار تاثیر گذار در آموزش فنون شعر ضرورت دارد مبحث حروف و نقش آنها در ایجاد کلمه ها و صداها بررسی گردد

زبان فارسی دارای ۳۲ حرف است

ما در عروض نگاه متمایزی به حروف داریم و آنها را در دو گروه حروف صامت و حروف مصوت دسته بندی میکنیم

الف : حروف صامت :
صامت ها حروفی هستند که اگر ساکن تلفظ نشوند برای خوانده شدن نیاز به پذیرش یک مصوت دارند

مثال : حرف "ب" را بخوانید
دوباره بخوانید
دقت کردید؟

خواندید "بِ" یعنی اینکه برای خواندن آن ناخودآگاه به آن کسره اضافه کردید ، کسره اضافه شده را مصوت میگوئیم

بنابراین تمام حروف صامت برای خوانده شدن نیاز به پذیرش مصوت دارند ، مگر اینکه در آخر واژه قرار گیرند که در این صورت ساکن میشوند ، و یا در وسط واژه هائی که از زبان عربی وارد زبان فارسی شده اند قرار گرفته و ساکن شوند که ما فعلن به آن نمی پردازیم

به منظور سازماندهی ۳۲ حرف فارسی در دسته بندی آوائی به ۲۳ صامت به اضافه ۶ مصوت میرسیم
پرسش : چرا ۳۲ حرف به ۲۳ حرف کاهش داده شد
پاسخ : در الفبای عروضی ، حروف همصدا یک واحد در نظر گرفته میشوند.

برای مثال با توجه به اینکه "ز" ، "ذ" ، "ظ" ، "ض" در گویش ما فارسی زبانها مولد یک آوا هستند ، بنابراین این چهار حرف را یک واحد از جمع ۲۳ واحد در نظر میگیریم

حروف صامت عبارتند از
ء (= ع) , ب , پ , ت (= ط) , ج , چ , خ , د , ر , ز (= ذ, ظ, ض) , ژ , س (= ث, ص) , ش , غ (= ق) , ف , ک , گ , ل , م, ن , و (در اول کلمه ی « وکیل » ) , هـ (= ح) , ی