آسمان:
آس( سنگ مدور) + مان(پسوند شباهت)= فضای شبیه سنگ آس🪨🔁
* این تشبیه به این دلیل است که به زعم قدما آسمان مدور همچون سنگ بزرگ آسیاب است که بر فراز زمین در حال چرخش است.جزء اول این واژه را می توان در واژه های آسیاب و خراس نیز مشاهده کرد.
بخشودن و بخشیدن هم از نظر دستوری و هم معنایی کاملا باهم تفاوت دارند.
بخشودن به معنای عفو کردن، رحم کردن است.
بخشیدن به معنای دادن، دهش کردن است.
حقه باز:
حقه ( جعبه مخصوص نگهداری اشیای قیمتی که سر باز بود) + باز: فرد متخصص در بازی و جابه جایی حقه ها.
* در قدیم افرادی به عنوان تردستی چند حقه را با رنگ های مختلف، واژگون بر زمین می گذاشتند و مهره ای در زیر یکی از آنها می نهادند سپس با جابه جایی حقه، مهره را ازحقه ای به حقه ی دیگر منتقل می کردند که مایه ی شگفتی تماشاگران می شد. این واژه بعدها بار منفی یافت و امروزه مترادف با واژهای نیرنگ باز و فریبکار می باشد.
فرشته:
فرشته شکل تغییریافته «فرسته» از مصدر فرستادن است به این معنی که فرستاده خدا و واسطه خدا و انسان است. در زبان سانسکریت همین اسم را به شکل «پرسته»، در فارسی میانه «پرشتگ» و «پرشیته»، در فارسی باستان «فرائیشته» و در اوستا «فرائشته» می‌بینیم.
ستبر/سطبر
ستبر به معنای «درشت» و «کلفت» واژهٔ فارسی است. این واژه در متون قدیم گاهی به صورت سطبر آمده است، ولی امروزه بهتر است که با حرف «ت» و به صورت ستبر نوشته شود.
نام سهراب همان کلمهٔ سرخاب است که از sohr به معنای «سرخ» + ab «آب» تشکیل شده و به معنای دارندهٔ آب و رنگ [خون] سرخ است، همچون یاقوت و شراب.