جلسه چهارم کارگاه قافیه
مدرس : دکتر فاطمه لشکری
ر عرض سلام وادب خدمت دوستان و سروران گرانمهرم به فضل خدا جلسه دیگری از سلسله مباحث آموزشی قافیه را پی می گیریم
این جلسه سعی داریم راجع به تبصره هایی در که در قوانین قافیه آمده است صحبت کنیم
تبصره ی 1 : اگر به آخر حرف یا حروف اصلی قافیه یک ویا دو حرف اضافه شود ، رعایت این حرف یا حروف تا پایان شعر الزامی است و به آن ها حرف یا حروف الحاقی می گویند
مثال :

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

ردیف : آرزوست / واژه های قافیه : (گلستانم و فراوانم ) / حروف اصلی قافیه : (ان ) / حروف الحاقی ( َ م )
حروف الحاقی قافیه : حرف یا حروفی است که جز اصل کلمات قافیه نیست ومی توان آن را از پایان کلمات قافیه برداشت بدون آن که به اصل معنای کلمه لطمه وارد کند .
حروف الحاقی شامل موارد زیر است :

1- شناسه های فعل : شناسه های فعل عبارتند از : ( م–ی - یم–ید–ند ) مثال :

نخستین به نیزه برآویختند همی خون ز جوشن فروریختند
واژه های قافیه: ( برآویختند و فروریختند ) ، حروف الحاقی: ( ند ) است چون شناسه ی فعل است که آن را بر می داریم . هجای قافیه: ( ویخت–ریخت ) می باشد و حروف اصلی: ( یخت ) است .
نکته اول : شناسه ی (( َ د )) در سوم شخص مفرد فعل های مضارع ، همواره حرف الحاقی به حساب می آید .
مثال :

اگر روم ز پیش فتنه ها برانگیزد ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد

واژه های قافیه : ( برانگیزد–بر خیزد ) حروف الحاقی : ( َ د ) ، هجای قافیه : ( گیز–خیز ) ، حروف اصلی : ( یز )
نکته 2: تکواژ های ماضی ساز (( ید ، ت ، اد ، د )) چون چندان شناخته شده نیست می تواند جزو حروف اصلی قافیه قرار گیرند و قافیه درست است .
مثال :

ای سرد و گرم دهر کشیده شیرین و تلخ دهر چشیده

واژه های ( کشیده ، چشیده ) قافیه است / حروف اصلی : ید / حرف الحاقی : ه
2 - ضمایر متصل ( م–ت–ش–مان–تان–شان ) . مثال:

بگفتا فراتر مجالم نماند بماندم که نیروی بالم نماند

حرف( م ) در ( مجالم و بالم ) ضمیر متصل است وحرف الحاقی محسوب می شود . پس اگر واژه های ( بالم و مجالم ) را هجا بندی کنیم هجای قافیه ی آن ( جال–بال ) است پس حروف اصلی آن ( ال ) است .
3- مخفف زمان حال ( بودن ) : مانند ( مرده ام–برده ام ) که ( ام) درآن الحاقی است .
آتش قهر برافروخته اند خانمان ضعفا سوخته اند

واژه ی قافیه :( برافروخته اند–سوخته اند) حروف الحاقی : ( ِ اند ) هجای قافیه :( روخت–سوخت ) حروف اصلی : ( وخت)
4- حرف صامت ( ی ) : مثال :

نشاط جوانی ز پیران مجوی که آب روان باز ناید بهجوی
واژه های قافیه : ( مجوی–جوی ) حرف الحاقی: صامت ( ی ) در( مجوی و جوی) هجای قافیه : ( جو) در هردو واژه ی قافیه و حرف اصلی : مصوت بلند ( و )
5- نشانه های جمع ( ان–ها–ات–ین ) . مثال :

به بستان پای نه فصل بهاران تماشا کن به گرد جویباران

حرف الحاقی: نشانه ی جمع ( ان ) در ( بهاران _ جویباران ) هجای قافیه : ( هار–بار ) حروف اصلی :
تبصره ی 2 : چنانچه واژه های قافیه به مصوت های (( ی )) و (( های بیان حرکت )) ختم شوند هر چند جز حروف مشترک قافیه محسوب می شوند اما حروف الحاقی هستند .
- مصوت بلند ( ی ) : جز حروف الحاقی است حتی اگر مصوت بلند ( ی ) جز اصل کلمه ی قافیه باشد .
مثال :

یکی مشکلی برد پیش علی مگر مشکلش را کند مُنجلی

واژه های ( علی–منجلی ) قافیه محسوب می شوند و مصوت بلند ( ی ) حرف الحاقی است و هجای قافیه آن به ترتیب

( عَل–جَل) می باشد که با آن روشی قبلاً ذکر شد حروف ( َ ل ) حروف اصلی است .
3-های بیان حرکت یا ( های غیر ملفوظ ) : در آخر واژه ی قافیه قرار می گیرد چه جز حروف اصلی باشد یا نباشد .
مثال : کسان شهد نوشند و مرغ و بره مرا روی نان می نبیند تره

که (های ) پایان واژه ها تلفظ نمی شود و به صورت یک کسره خود را نشان می دهد وحرف الحاقی محسوب می شود ( بَرِ- تَرِ ) و آنچه پس از برداشتن( ها) ی بیان حرکت باقی می ماند ( بَر–تَر ) می باشد پس ( َ ر ) حروف اصلی است .
نکته : فرق بین های ملفوظ( صامت ه ) و های بیان حرکت ( غیر ملفوظ ) : اگر واژه ای که ( ه ) در پایان آن قرار دارد ( ی ) نکره اضافه کردیم و نیاز به صامت میانجی نداشت ( ه ) صامت و ملفوظ است ولی اگر نیازمند صامت میانجی باشد ( های غیر ملفوظ ) است .
مثال :

خانه ای–لانه ای–نامه ای–جامه ای _دانهای _ و.... در تمام این واژه ها ( های غیر ملفوظ ) است .
ماهی–چاهی - کاهی - آهی–راهی و ... در تمام این واژه ها ( های ملفوظ و صامت) است .

( های )تمام صفت های مفعولی الحاقی است . مثل گفته ، شنیده ، رفته ، خورده و ...