بخش چهارم آموزش وزن عروضی



اختیارات شاعری :




اختیار اول = آخرین هجای هر مصرع میتواند کشیده یا کوتاه هم باشد ولی آنرا بلند حساب میکنیم
مثال :
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

انتهای هر دو مصرع این بیت با هجای کشیده تموم شده که اختیار شاعری حساب میشه و با اینه کشیده است هجای بلند حساب میشه

مثال دیگر :
گریبان باز کن بیرون زند صبح از لباس تو
و شب پایان پذیرد با شروع انعکاس تو

انتهای هر دو مصرع این بیت با هجای کوتاه تموم شده که اختیار شاعری حساب میشه و با اینه کوتاه است هجای بلند حساب میشه
اختیار دوم = نون ساکن بعد از مصوت بلند (آ-ای-او) در تقطیع محاسبه نمیشود و حذف میشود

مثال :
به مجنون گفت روزی عیب جویی
که پیدا کن به از لیلی نکویی

نون در انتهای مجنون چون ساکن هست و قبلش هم مصوت بلند (او) وجود داره توی تقطیع حذف میشه
تقطیع :
به مجنو(ن) گف : مفاعیلن
تُ روزی عی: مفاعیلن
بُ جویی : فعولن

اختیار سوم = حذف همزه (ء) در خوانش

مثال :
شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت
ما ندانستیم و صلح انگاشتیم

اگر توجه کنید توی خوانش میخونیم " ما ندانستیم و صلحِنگاشتیم" یعنی همزه رو از ابتدای انگاشتیم حذف میکنیم و "ح" رو در انتهای صلح مستقیما میچسبونیم به نون در انگاشتن " صلحنگاشتیم" و الف (همزه) حذف میشه

اختیار چهارم = آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن (فعلاتنی که شروع مصرع هست نه هر فعلاتنی) در وزن هایی که با فعلاتن شروع میشن

مثال : وزن شعر زیر در اصل " فعلاتن فعلاتن فعلاتن فَعَلَن" هست ولی مشاهده میکنید در مصرع اول فعلاتن اول تبدیل شده به فاعلاتن

میروم وَز سر حسرت به قفا مینگرم
خبر از پای ندارم که زمین میسپرم

مصرع اول =
میروم وز : فاعلاتن
سر حسرت : فعلاتن
به قفا می: فعلاتن
نگرم : فعلن
مصرع دوم :
خبر از پا : فعلاتن
یُ ندارم : فعلاتن
که زمین می : فعلاتن
سپَرم : فعلن

اگر توجه کنید در مصرع اول به جای فعلاتن از فاعلاتن استفاده شده

اختیار پنجم : ابدال (اشباع یا تشدید) کوتاه تلفظ کردن هجای بلند
مثال :

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها

ابتدا تقطیع میکنیم و بعد بررسی میکنیم

شَ بِ تا ری : مَ فا عی لن
کُ بی مِ مو: مَ فا عی لن
جُ گر دا بی : مَ فا عی لن
چُ نین ها یل : مَ فا عی لن

اگر خوب توجه کنیم میبینیم "بِ" در کلمه ی شب ، کوتاه هست در حالی که باید معادل "فا" در مفاعیلن و بلند باشه ! پس هجای بلند فا کوتاه تلفظ شده
همچنین این اتفاق در "م" در انتهای "بیم" هم افتاده که "م" کوتاه اومده در حالی که باید معادل "عی" و هجای بلند باشه
همچنین این اتفاق در "ل" در آخر کلمه ی "حال" در مصرع دوم هم افتاده
که هر سه رو اختیار شاعری لفظ یا ابدال یا اشباع یا تشدید بهش میگن

اختیار ششم = تسکین ! تبدیل دو هجای کوتاه پشت سر هم به یک هجای بلند
فرض کنید رکنی مثل فَعَلن داشته باشیم . اگر خوب توجه کنیم دو هجای اولش کوتاه و پشت سر هم هستن( فَ و عَ) . میشه بر اساس این اختیار هر دو هجای کوتاه رو برداشت و جاش یک هجای بلند مثل " فع" گذاشت بنابراین اختیار : فَعَلَن = فع لن
همچنین فرض کنیم رکنی مانند مفتعلن داشته باشیم . اگر توجه کنید دو هجای وسطش کوتاه هستن و پشت سر هم (تَ و عِ) . بنابراین میشه هر دوش رو برداشت و جاش یه هجای بلند مثل "عو" گذاشت . بنابراین اختیار : مفتعلن= مفعولن

مثال میزنیم :
مستحق است بپیرد دو سه بوس از لب تو
هر که در وصف لبت از همه خاقانی تر

وزن این بیت در اصل "فعلاتن فعلاتن فعلاتن فَعَلن" هست. مصرع اول رکن آخرش با "فَعَلَن " تموم شده . لَبِ تو = فَعَلَن . ولی مصرع دومش دچار اختیار تسکین شده و رکن آخرش از فَعَلَن تبدیل شده به " فع لن" . نی تر = فع لن


اختیار هفتم = جابجا کردن یک هجای کوتاه و بلند کنار هم با یکدیگیر که بارزترینش تبدیل "مفتعلن" به " مفاعلن " هست . که در آینده شرح میدیم.