داستان نویسی (58)- انتشارات مانا ایده
زبان
آیا داستانی فانتزی و خیالی مینویسید ؟
شاید به فکرتون رسیده باشه مردم قصه زبان خودشون رو داشته باشند
(مثل الفهای ارباب حلقهها! تالکین یک استاد زبانشناس بود و اصلا اون داستانها رو نوشت تا از زبانهاش استفاده کنه.)
باید نوع زبان رو معلوم کنید. فقط برای نوشتن صحبت کردنه یا ورد جادو یا هرچیزی...
دستور زبان رو درنظر بگیرید.
وسعتش رو تعیین کنید.
(صرفاً چند کلمه و جمله مثل عبارت والار مورگولیس در نغمه باشه یا یک گویش منطقهای یا یک زبان کامل!)
فلسفه زبان رو بهش فکر کنید. ( قراره در سطح مکالمه استفاده بشه یا بیان موضوعات ادبی و علمی. بیان کلمات سادهست با پیچیده و آهنگین؟)
تعیین ساختار جمله، شکل فعلها و چگونگی صرفشون، اسمها و صفتها چگونه درست میشن؟
اعداد به نظرم خیلی مهمه. شکل ظاهری حروف و نوع املا هم همچنین. (اینکه از کدوم سمت نوشته و خونده میشن، حروف جدا یا پیوسته هستند یا هردو شو داره؟)
واژههای الکی نسازید. حتی اگر شده خیلی جزئی، یک ریشه برای واژه بذارید!
قوانینی برای تلفظ صحیح درست کنید! مثلا بگید کدوما صامت یا مصوتاند. و حروفی که فقط در نوشتن هست وجود دارند یا نه (و تعیین کنید که خواهر رو خاهر بخونن مثلاً. یا through که آخرش تلفط نمیشه)
یا مثلا یک حرف بسته به نوع استفاده در کلمههای مختلف چه صدایی دارند!
جملهسازی زبان چطوریه؟ فاعل فعل مفعول، یا فعل فاعل مفعول، یا غیره.
(قرار نیست کار آسونی داشته باشید پس اگر وقت و حوصله و علاقه زیادی ندارید مثل مارتین بشینید چند جمله الکی بگید و خلاص!)
برای زبان قصه و تاریخ بسازید. مثلاً بگید زبان خدایانه یا از طریق فلان شخص مهم اومده و یا هرچیزی که به داستان شما میاد.
اگر تاریخ داره پس شکل و لهجه اولیه تعیین کنید و اینکه در طول تاریخ چی باعث شده کلمات و لهجه تغییر کنه.
نکاتی که نظر شخصیمه: زبان دیو و هیولاها رو توگلویی درست کنید انگار دارند بالا میارن. موجودات زیبا زبانشون آرام نرم و آهنگینه. حروفی زمخت مثل خ ح غ برای دورفها یا مردم محلی (دوتراکیها) بیشتر میخوره.
اینا نظر منه و چیزی سلیقهای هستش ولی اینم مهمه که مثلاً در نظر بگیریم یک اهریمن با قیافه ترسناک و دهن گنده و کف کرده نباید صدا و زبان یک فرشته رو داشته باشه!
کلمات رو منطقی بسازید. یک نفر بیاد بگه « تاکو مانو پاسو خازو تامو» و الا آخر که نشد زبان! « تاکو میا پِس خازاهیبی تامارقال مینتو» این باز بهتره ( هرچند اینم الکی چند چیزو به هم چسبوندم و اصلاً قابل استفاده نیست!) جملهای که میسازید باید بهش بیاد که جملهست. (والار دو هاریس تابلوئه که داره یک چیزی میگه. مهم نیست چی فقط باید به نظر بیاد!)
نکات تکمیلی: درست کردن تاریخ و چند گویش برای زبان اونو واقعیترش و ملموستر میکنه.
به گوینده زبان هم توجه کنید. لهجهها مهمن. حرفهایی مثل ح و ه یا ص و س و ث میتونه قاطی بشه. یک عرب ص رو از ته گلو میگه اما س رو نزدیک زبون. گ و پ ندارند و مثلاً اسم پژمان رو بجمان مینویسن. پس مهمه (اگر خواستید مردم مختلف داستانت با این زبان حرف بزنن) این نکات رو تفاوتها رو در نظر بگیرید.
﴿به انگلیسی صحبت کردن یک بریتانیایی و یک آمریکایی و یک عرب و یک هندی گوش کنید. هیچکدوم شبیه هم انگلیسی حرف نمیزنند.﴾
نکته اضافی: زبان اشاره و حتی زبانی که ما قرار نیست بفهمیم میتونه توی داستان باشه. مثلاً یک نژاد خیالی توی داستانی باشه که با فقط سه چهار صدا حرف بزنن و ترتیب گفتنشون معنی بده. حتی میشه جنبه طنز داشته باشن. طرف یک کلمه دو حرفی بگه ولی سه جمله معنی داشته باشه و شخصیتهای داستان از این جا بخورن. (کلی کار میشه با زبانها کرد.)
خوشحال میشم نکتهای به ذهنتون رسید بگید.