نماد:

بحث نماد نیز یکی از تمایزهای آشکار در شعر سپید و سنتی می باشد. شعر سپید با کنار گذاشتن نمادهای عرفانی و شخصی به کار رفته در شعر کهن و نیز نمادهای کلیشه شده ی نیمایی، در هر شعر به ساختن نمادی جدید می پردازد.

روایت:

روایت در واقع جدایی راوی از شاعر می باشد. هر چه فاصله ی بین شاعر و راوی بیشتر باشد بار هنری بالاتر، شعریت بیشتر، شعار کمتر و ایده ئولوژی غیر صریح تر بیان می شود.

گفتگو با خود (monolog)

گفتار نمایشی (dialogue)

فاصله گذاری به وسیله ی نوشتار خارج از متن و جریان اصلی

یا توضیح اضافی شاعر در خلال روایت،

از بدعت های شعر سپید می باشد.


اطناب و ایجاز:


اطناب و ایجاز نیز از نکات قابل بحث در شعر سپید است.

ایجاز، بیان معنی بسیار با کمترین الفاظ

و اطناب، بیان معنی اندک با الفاظ بسیار می باشد.

ایجاز معمولا مورد علاقه ی قدما بوده و اطناب مورد نفرتشان،

اما این دو عنصر (البته اطناب غیر مهمل) و ترکیب توامانشان از دیگر هنجارشکنی های شعر سپید می باشد که به برجسته سازی مفهوم می انجامد.


در شعر امروز تغییر نحوی جملات و جابجایی اجزای جمله جهت تحمیل آهنگی غیر طبیعی و تصنعی به نوعی توهین به خواننده محسوب شده

و باعث ارتباط کم شعر با مخاطب می شود.

همچنین توجه به یکدستی واژگان و ترکیبات از لحاظ زمانی و دوری از اضطراب سبکی یکی از موارد بسیار مهم می باشد.


توالی و تتابع اضافات (آوردن ترکیبات اضافه ی متوالی و استفاده ی مکرر از کسره) اگر چه یکی از عناصر منفور علمای فصاحت و بلاغت شعر قدیم محسوب می شد،

در شعر سپید به یک عامل رایج و جاافتاده برای ایجاد موسیقی تبدیل شده است.


گسترش و امتداد عاطفه به عنوان یکی از تکنیک های مدرن در شعر سپید در ایجاد آهنگ شعر بسیار موثر می باشد.

شاعر با تغییر در واژه یا شکل عبارت مفهوم را به سمتی می برد که احساس و بار عاطفی شعر، خارج از دایره ی واژگان شعر و به وسیله ی ذهن مخاطب ادامه داده می شود.

این کار معمولا با نیمه کاره گذاشتن یک توصیف یا جمله به وسیله ی سه نقطه (...) و یا افزودن الف به آخر واژه (مثلا دردا یا دریغا یا...) برای کشش معنی آن و نیز ایجاز و پایان دادن ناگهانی عبارت به وسیله ی یک کلمه اجرا گردیده است.


شعر معروف شاملو:

ای کاش می توانستم

خون رگان خود را

من

قطره

قطره

قطره

بگریم

تا باورم کنند


(اجرای قطره قطره اشک ریختن)