داستان نویسی (51)- انتشارات مانا ایده
نمادها، کاربرد آنها و نمادسازی.
نماد اصلاً یعنی چی؟!
فرمول: یک X که نمایانگر یک یا چند ویژگی یا تعریفی از Y باشد، X میشود نماد آن Y
یعنی وقتی اسم داستانی به گوش شما میخورد بلافاصله نمادش جلو چشم ذهنیتان ظاهر میشود!
عنصری تکراری در داستان که معنا و مفهوم خاصی دارد و برخی از اتفاقات (اگر نگوییم همهشان) پیرامون آن رخ میدهد؛ و یا خودش جایگاهی کلیدی در اتفاقات دارد.
(شخصیتها هم نماد هستند به نوعی)
این عناصر در جهانِ خود داستان هم معروف و سلبریتی هستند و مردم داخل قصه آن را میشناسند (البته این همیشگی هم نیست)
با مثال همیشه توضیح راحتتر میشود.
در جنگ ستارگان شمشیر نوری، جدای، سیث، نیرو، R2D2 و C3PO، نیرو و در نهایت شخص دارث ویدر نماد قصه و جهان آن هستند. (البته در سالهای اخیر هدف از برخی از این نمادسازیها ایجاد علاقه برای خریدن اسباببازیهاشون شده، مثل عروسک گروگو در سالهای اخیر)
در ارباب حلقهها، خب از اسمش هم میشه نمادش رو حدس زد!
در قصههای هری پاتر هم چوب جادوگری و وردهای جادوگری (مخصوصاً ورد اکسپکتو پاترونوم که کلی احساسات پشتش است. و عمرا آوادا کِداورا رو هم سطحش بدونم:/) و در نهایت خود هاگوارتز نماد محسوب میشوند. [اما صادقانه بگم همه چیز هریپاتر نمادینه]
در بازی نغمه بنظرم دیوار و دیگران حتی از اژدهایان هم بیشتر نماد قصه هستند (اژدها فقط نماد و یادآور بخشی از قصه یعنی تارگرینها هستند و در این داستان هر خاندانی نمادی دارد.)
اصلان نماد نارنیاست.
گردنبند گرگ گرالت نماد ویچر.
خارج از فانتزی، ماسک سالواتور دالی (در سریال مانی هایست) یا ماسک شخصیت وی برای آزادی به نظرم جزو بهترینها هستند. شیشه آبی که وجود خارجی ندارد اما نماد و یادآور سریال افسارگسیخته (بریکینگ بد) و والتر وایت است.
در اساطیر هم نمادهای عنصری بسیار است. رعد نماد زئوس و ثور، سیب نماد گناه نخستین (یا گناه اصلی)، آتش نماد عذاب، آب نماد شفا.
همچنین حیوانات. گاو نماد گیلگمش. مار نماد هزار چیز مثل مرگ یا سلامتی! سگ نماد وفاداری، خفاش نماد بتمن و...
ملیتها هم نماد دارند. سامورایی نماد ژاپن، وایکینگ نماد نروژ، دیوار چین نماد چین و...
گفتن همه نمادها غیر ممکن و لیست تا ابد ادامه دارد.
در دنیای واقعی هم نمادها نقش کلیدی دارند و پا به دنیای قصه میگذارند. امکان ندارد از صلیب مسیح در داستانهای جنگیری استفاده نشود (اگر شما خلاف جهت آب شنا کنید و خلاقیت به خرج دهید که چه بهتر) در داستانهای اپرای فضایی عمرا سفر با سرعت نور نبینید! (سرعت نور واقعیست، فقط سفرش تخیلیست)
خوب حالا فهمیدیم نماد و نمادسازی چقدر رایجاند. این اهمیتشان را نشان میدهد.
وقتی میخواهید نمادی در داستان قرار دهید باید آن را نورانی کنید! طوری که نورش مثل خورشید درکل جهان قصه نمایان باشد. صرف تکرار آن را نماد نمیکند. (در یک مقاله خوندم دارث ویدر توی سه فیلم باهم و سر جمع تقریباً سی چهل دقیقه حضور داشت فقط! اما نماد شد)
نمادها میتواند هرچیزی باشد. مکان، لحظهای کوتاه یا دورهای از زمان، شخص یا اشخاص و اقوام و...، قدرتی ماورایی، سلاح (خصوصاً در داستانهای بازیهای کامپیوتری و کمیکهای ابرقهرمانی) لباس و زره (پرانتز قبلی را بخوانید)، رابطه بین دو شخصیت، صدا.
آخرین مورد خیلی کلی است اما خودم عاشقشم. صدای نفس کشیدن دارث ویدر نماد خود این شخصیت است! صدای حرکت رباتیک مانند، بلاشک ما را یاد ترمیناتور یا پلیس آهنی یا چیزی شبیه اینها میاندازد.
یک پیپ میتواند یک نماد عالی شود اگر در جای درست استفاده شود.
صدای همزن برقی شاید یادآور فیلم ارّه باشد!
به راحتی میتوانید توی قصه خود صدای ضربات چکش روی صندان یک آهنگر را نمادی برای یک سرزمین بکنید. (دورفها در همه قصهها این نماد رو دارند)
نمادسازی آسان است اما زیبا سازی آن به استعداد و مهارت شما برمیگردد.
تقلب!
از نمادهای موجود بهره ببرید. کمی تغییر آنها را مال شما میکند. حتی گاهی برعکس کردن تصویر نماد کافیست تا نمادی جدید ساخته شود
در پایان نمیشد از اسطوره خودم در استفاده از نماد یعنی دن براون یاد نکنم. با خوندن آثارش با حجم زیادی از اطلاعات روبهرو میشوید.
امیدوارم مطلب بالا مفید بوده باشه و دوست دارم نظرات خودتون رو کامنت بذارید یا ناشناس بگید و اگر دوست داشتید این سوالات رو هم جواب بدید:👇
۱- شما چه نمادی را از چه داستانی دوست دارید؟
۲- اگر میخواستید نمادی برای قصهای خلق کنید چه میبود؟ (هشدار خطر سرقت ایده توسط دیگران! پس جواب دادن به این سوال اختیاری بوده و همیشه مراقب ایدههای خود باشید)
۳- یک ستاره یا یک صورت فلکی را در نظر بگیرید. چند نماد میشود از آن خلق کرد؟
۴- شما تا چند نماد میتوانید بشمرید؟ هرچند تا که تونستید بنویسید و با فکر کردن بهشون نمادهای تازه خلق کنید.
۵- از نمادی معروف چه استفاده جدیدی میتوان کرد؟