آموزش شعر (47)- انتشارات مانا ایده
سومین مبحث از مباحث آموزشی اصول قافیه را آغاز میکنم
در جلسات قبل راجع به مفهوم ردیف، قافیه، وهمچنین حروف قافیه با ذکر مثال توضیح دادیم این جلسه را با طرح مبحث حرکات قافیه و عیوب قافیه ادامه خواهیم داد
جرکات قافیه عبارتند از: رَسّ؛ اِشباع؛ حَذو؛ توجیه؛ مَجری؛نَفاذ
1)-رَس:
حرکت ((فتحه)) پیش از الف تاسیس را ((رَس)) می نامند.
مثال:
ای برده دلم را تو بدان شکل و شمَایل............پروای کَسَت نیّ و جهانی به تو مَایل
((فتحه))حرف((م)) در کلمات شمایل و مایل حرکت ((رَسّ)) می باشد.
2 اِشباع:
اشباع به دو مورد اطلاق می شود:
الف)- حرکت حرف پیش از ((روی)) متحرک:
یکی نام حاتم نبردی بَرَش..............که سودا نرفتی از آن بر سَرَش
حرکت ((فتحه)) حروف ((ب)) و ((س)) در کلمات ((بَرَش)) و ((سَرَش)) اِشباع است.
ب)- حرکت حرف دخیل:
چشم بَدَت دور ای بدیع شمایِل....ماه من و شمع جمع و میر قبایِل
حرکت ((کسره)) در حرف ((ی)) در کلمات ((شمایِل)) و ((قبایِل)) اشباع است.
:
3 حذو حرکت پیش از ((ردف)) و ((قید)) را ((حَذو)) می گویند.
مثال از ((قید)):
صبحدم مرغ چمن با گلِ نوخاسته گُفت....ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکُفت
حرکت ((ضمه)) حروف ((گ)) و ((ک)) در کلمات ((گفت)) و ((شکفت)) حذو می باشد.
مثال از ((ردف)):
چو خیل اجل بر سر هر دو تَاخت.........نمی شاید از یکدگرشان شنَاخت
حرکت ((فتحه)) در حروف ((ت))و ((ن)) در کلمات ((تاخت)) و ((شناخت)) حذو می باشد
4- توجیه:
حرکت ماقبل ((رویّ)) ساکن را توجیه می گویند....اعم از فتحه چون ((سَر))؛((دَر))؛((زَر))؛((سحَر))؛((بَر))؛((پدَر))؛((پسَر)) و یا ضمه چون: ((تکبُّر))؛((تفاخُر))؛((دُم))؛((سُم))؛((تحیُّر))؛((پُز)) و یا کسره چون: ((دِل))؛((گِل))؛((مشکِل))؛((نادِر))؛((مسافِر))؛((حاضِر)).
مثال از فتحه:
مگر از پدر یاد دارد پسَر...............بگوید تو را یک به یک از پدَر
مثال از کسره:
چو از دوران این نیلی دوایِر............زمانه داد ترکیب عناصِر
مثال از ضمه:
ای کرده تو بر ملک تکبُّر..............وی کرده فلک به تو تفاخُر
5-)- مَجری:
حرکت حرف ((رویّ)) است و تغییر ناپذیر است.
مثال:
در این چمن که ز پیری خمیده شد کَمَرَم.........ز شاخه های بقا بعد از این چه بهره بَرَم؟
در این بیت حرف ((راء)) حرف ((رویّ)) است و حرکت ((فتحه)) آن نیز ((مَجری)) می باشد.
6)- نَفاذ:
حرکت حرف قافیه بعد از حرف ((رویّ)) را نَفاذ می نامند.
مثال:
گلی کز آن چمن خیزد به بوی دوست بوییمش....و گر در خاک افتد، با گلاب دیده شوییمش
در این بیت کلمات قافیه ((بوییمش)) و ((شوییمش)) می باشد. حرف ((واو)) ((ردف اصلی)) است و حرکت ((ضمه)) قبل از آن ((حَذو)) می باشد.حرف ((یاء)) نخستین حرف ((رویّ)) است و حرکت آن ((مَجری)) است.حرف ((یاء)) دوم حرف ((وصل)) است و حرکت آن ((نَفاذ)) است. حرف ((میم)) حرف ((خروج)) است و حرکت آن ((نَفاذ)) است.حرف ((شین)) هم حرف ((مزید)) از حروف قافیه است
خب این در مورد حرکات قافیه تا اینجا اگر سوالی هست در خدمتم
عیوب قافیه:
برابر آنچه که دردروس گذشته طرح شد، رعایت قواعد؛حرکات و حروف قافیه در شعر فارسی الزامی است و عدم رعایت آنها عیب شمرده می شود.پیشینیان برای هر نوع نقص و عیبی در قافیه نامی برگزیده اند که عبارتند از:سِناد،اِقواء،اِکفاء،ایطاء،شایگان.
1)-سناد:
اختلاف ردف اصلی یا ردف زائد در قافیه است.
مثال:
نماییمما آنچه نیکان کنند...........خردمند مردان و پاکان کنند
که در مصراع اول ردف اصلی حرف (ی) در کلمه ی (نیکان) و در مصرع بعد حرف(الف) است.
شهریار اندر پی او اسب تاخت......تا که او را در بیابانی بیافت
که در مصراع اول ردف زائد حرف (خ) در کلمه ی (تاخت) و در مصراع دوم حرف (ف) در کلمه ی (یافت) می باشد.
2)- اقواء:
اختلاف حذو (حرکت ماقبل ردف و قید) و توجیه (حرکت ماقبل روی ساکن) است.
مثال:
هر وزیر و مفتی و شاعر که او توسی بود....چون نظام الملک و غزالی و فردوسی بود
در بیت بالا (توسی) و (فردوسی) قافیه شده اند و می بینیم که تلفظ حرف (واو) در دو مصراع با هم مطابقت ندارد.
از غصه ی هجران تو دل پُر دارم....پیوسته از آن دیده به خون تَر دارم
در بیت بالا حرکت حروف (پ) و (ت) با هم مطابق نیست.
اگر یادتان باشد در جلسه قبل خانم خواجویی سوالی را مطرح کردند در مورد قافیه کردن دو واژه رفتنی و گفتنی
طبق این قاعده رفت وگفت را نمیتوان قافیه کرد چون در حرکت قید اختلاف دارند چون در کلمه گفت حرکت قبل از قید ضمه و در رفت حرکت قبل از قید فتحه است بنابر این قافیه کردن این دو وازه غلط است اما برخی اساتید از جمله جناب کامیار گفته اند اگر در این واژ ه ها موقع قافیه کردن بعد از روی حرف وصل و خروج و یا مزید و نایره باشد قافیه کردنشان مجاز است یعنی دو کلمه رفت و گفت قافیه کردنشان غلط است اما اگر بشوند رفتنی و گفتنی یعنی حرف وصل
وخروج به انها اضافه شود قافیه کردنشان طبق گفته ایشان مجاز است که الیته برخی از علمای قافیه با نظر ایشان مخالفند.