آموزش شعر (42)- انتشارات مانا ایده
معانی وبیان (قسمت شانزدهم)
6-علاقه ما کان ومایکون
ماکان یعنی آن چه بود ومایکون یعنی آن چه خواهد بود.به این علاقه می توان علاقه گذشته وآینده یا بود وبودنی نیز گفت.
الف)اسم و حال وصفت سابق کسی یا چیزی را بگوییم و حال ووضع کنونی او را اراده کنیم.مثلا به انسان،خاک یا مشتی آب وگل بگوییم.
ب)ما یکون،اسم وحال وصفت آتی کسی یا چیزی را بگوییم وحال و وضع کنونی او را اراده کنیم.
فریبش داد (شبرین)تاباشد شکیبش
نهاد آن کشتنی دل بر فریبش
نظامی در خسرو شیرین،شیرویه پسر خسرو را به علاقه مایکون کشتنی خوانده است.
7-علاقه جنس،
جنس چیزی را بگویند وخودآن را اراده کنند واین از فروع مجاز به علاقه ماکان است.مانند اطلاق زروسیم به دینار ودرهم یاتخته به تابوت
8-علاقه صفت وموصوف یا مضاف ومضف الیه
الف)صفت جانشین موصوف محذوف می شود،یعنی موصوف راحذف می کنند وصفت را به جای آن به کار می برند.
مثلا مصطفی به معنی بر گزیده که دراصل پیامبر اکرم (ص)است.
ب)مضاف الیه به جای تمام(مضاف و مضاف الیه)به کار می رود:
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این؟
که غم به معنی ایجاد غم است.
9-علاقه ی قوم وخویشی
مثلا در مقام اظهار محبت، دایی به برادر زاده خود ،دایی می گوید.
10-واژوه یی را درست در معنی ضدآن به کار برند.
مانند آیه"فبشرهم بعذاب الیم"(بشارت بده کافران را به عذاب سخت)
11-علاقه بدلیت:
مثلا ازکلمه ی "خون"بدل آن را که خونبها یا قصاص است اراده می کنند.
دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
چندان امان نداد که شب را سحر کند