داستان نویسی (40)- انتشارات مانا ایده
امروز به موضوع اسپویل میپردازیم.
اسپویل کردن (spoil) برخلاف معنیش به نظرم چیز بدی نیست. درواقع خیلی هم خوبه. در داستان اسپویل کنید! تالکین کتاب سوم ارباب حلقهها رو بازگشت شاه اسم گذاشت و قصه رو اسپویل کرد. اما به نظر من نه تنها خراب یا اسپویل نکرد بلکه اشتیاق خواننده رو بیشتر کرده تا زودتر کتاب رو تا آخرش بخونه و به اون بخشی که اسم کتاب گفته برسه!
(در داستانهای فانتزی خصوصاً) میتونید در قالب یک پیشگویی یه ذره از داستان رو توی متن لو بدید. این خرده نونی هستش که میریزید و مخاطب تشنه ادامه قصه میشه. کشش داستانی خصوصاً برای داستانهای بلند حرف اول رو میزنه. کتاب جنایت و مکافات برای من یک عذاب تموم نشدنی بود چون به نظرم خیلی متنش طولانیتر از آنچه که لازم باشه بود! اما چون سرنوشت شخصیت اصلی و فرجامش برام مهم شده بود (خرده نون کارش رو کرده بود) کتاب رو تموم کردم. در اون کتاب اما مدام اشاره میشد که قانون گناهکار رو مجازات میکنه و شخصیت اصلی اضطراب لو رفتن داشت؛ این یک اسپویل ریز به حساب میاد. با این حال حتی ممکنه لحظه آخر اونچه که اسپویل وعده داده بود پیش نیاد. البته این مثل چاقوی دو لبهست. فریب مخاطب خیلی خطرناکه. وقتی خواننده منتظر چیزیه که قول دادید؛ مثلاً طبق یک پیشگویی فلان ناجی میاد و کل قصه ازش بگید اما تهش معلوم شه ناجی درکار نیست. خواننده با این کار از قصه و صاحب اثر متنفر میشه و ارزش کل اثر با همه زیباییهاش از بین میره. (پایان سریال بازی تاج و تخت رو به یاد بیارید). اسپویل کردن در داستان دقت و ریسک کردن لازم داره و اگر مطمئن نیستید درست از آب درش میارید لزومی نداره انجامش بدید. ولی اگر موفق باشید قصه رو قشنگتر میکنه.