گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت

از این ضرب‌المثل در مواردی استفاده می‌شود که بداقبالی و بدشانسی در زندگی پیش بیاید و یا فردی در زمینه‌ای شکست خورده باشد به نحوی که روال عادی و خوش و خرم زندگیش عوض شده و دچار غم و ناامیدی شود، و یا در اوج پیروزی با شکستی مواجه شود.
در چنین مواردی هم برای همدردی و هم برای دادن امیدواری که اوضاع دنیا همیشه در حال تغییر است، از این ضرب‌المثل استفاده می‌شود. یعنی روزگار همیشه بر وفق مراد انسان‌ نیست و گاهی تمام کارها به خوبی پیش می‌رود و خوشحال و موفق می‌شود، گاهی نیز هرچه تلاش می‌کند، با در بسته مواجه می‌شود.

احتمالا این ضرب‌المثل ریشه در یکی از داستان‌های منتسب به شاهنامه فردوسی دارد:

همی گشت، چون بارگی را نیافت
سراسیمه سوی سمنگان شتافت

چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت

رستم، پهلوان نامدار شاهنامه، وقتی در نبرد با افراسیاب پیروز شد، مدتی به استراحتگاهی رفت تا خستگی از تن به در کرده و حیوانی نیز برای غذا شکار کند. سپس به خوابی سنگین رفته و سربازان دشمن وقتی می‌بینند رستم در خواب است تصمیم می‌گیرند اسب او (رَخش) را ربوده و از این طریق هم از او انتقام گرفته و هم از قدرت جنگاوری او کم کنند، زیرا بخشی از موفقیت رستم را در داشتن آن اسب می‌دیدند.
با سعی بسیار در نهایت توانستند رخش رستم را گرفته و با خود ببرند. رستم وقتی از خواب بیدار شد و رخش را نیافت، آشفته و مضطرب به دنبال رد پای اسب رفت.
در طی مسیر، رستم زین اسب را بر پشت خود انداخته و در پی اسب خویش روانه شده بود. یک لحظه به خود آمد و دید خیلی وقت است که زین اسب بر پشت اوست. در این هنگام با خود گفت:

گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت!


(البته لازم به ذکر است که این شعر به فردوسی نسبت داده شده است و بسیاری آن را از فردوسی نمی‌دانند.)