🚨هشدار🚨
مراقب سیخ و کباب باشید! هیچ کدام را نسوزانید.

به آزادی بیان خیلی خوش‌بین نباشید! نویسندگی عواقب دارد! اگر کله‌تان بوی قورمه سبزی می‌دهد بیخیال شوید!

با اینکه سر صحبت را با شوخی آغاز کردم اما موضوع کاملاً جدیست! نویسنده آزاد است بنویسد و هرچه ذهنش تراوش می‌کند را روی کاغذ بیاورد؛ اما هر حرفی را نباید گفت! تفکرات از عقاید سرچشمه می‌گیرند و عواقب دارند. پرداختن به برخی از موضوعات مثل راه رفتن روی لبه تیغ است. سیاست، دین، باورهای اجتماعی، تابوها و موضوعاتی که حساسیت برانگیز هستند را نمی‌شود به سادگی سمتشان رفت.
برخی مثل جورج اورول به سیم آخر می‌زنند و هرچه بخواهند می‌نویسند اما آیا می‌دانستید جورج اورول اسم واقعی این نویسنده نیست؟ این اسم مستعار اوست و او در حقیقتاریک آرتور بلر نام داشته است!
برخی مثل دن براون همان‌طور که ابتدای صحبت گفتم کاری می‌کند که نه سیخ بسوزد نه کباب. او موضوعات مختلفی را در قالب داستان بررسی می‌کند و توضیح می‌دهد اما در پایان قصه‌هایش همه چیز به جای اول بازمی‌گردد و اگر احیانا خواننده به فکر وا داشته شده است تقصیر خودش است نه نویسنده!
زمانی نویسنده نارنیا (کلایو استیپلز لوئیس) با خیال راحت کلمه کاکاسیاه به کار برده‌است، مرگ را مفهومی بهتر از زندگی برای کودکان ترسیم کرده است و زن‌ستیزی را در قصه قرار داده و مفاهیم دین خودشان را دستاویز خود کرده است و...
آیا امروزه کسی در دنیای غرب جرأت استفاده از آن کلمه نژادپرستانه را دارد؟ یا اینکه جمله‌ای ضد زن بنویسد؟ (حتی اگر نویسنده خودش هم زن باشد)

در گذشته‌های (نه چندان هم) دور، موضوع همجنسگرایی توسط کلیساها سرکوب شده است اما حالا در جوامع غرب استفاده از این موضوع تبدیل به روشی برای کسب امتیاز شده است! (نمره بعضی از فیلم‌های نتفلیکس را ببینید. المپیک امسال هم که بدون شرح...)

پس مراقب قلم خود باشید چون شما مسئول هستید. درنهایت همان جمله اول را می‌گویم که محتاط باشید و نگذارید سیخ یا کباب بسوزند. در موضوعی افراط یا تفریط نکنید و به یاد داشته باشید که کجا و چه زمانی زندگی می‌کنید و مخاطبتان کیست!



البته اگر نظری شخصی داشته باشم این است: کلا سمت موضوعات سیخ و کباب‌دار نروید. یک گوشه نون و ماست میل کنید و داستانی با کمترین ریسک بنویسید و کسی را نسبت به خود و داستانتان عصبی نکنید. به یاد داشته باشید که شما هنوز تازه‌کار و بی‌تجربه هستید.
برای یک نویسنده مدت‌ها طول می‌کشد که با فلسفه خودش آشنا شود.
اینکه باور ما درست باشد یا غلط را شاید هرگز درموردش مطمئن نشویم و به عمر خودمان قد ندهد.
پس از کجا معلوم؟ شاید باورهایمان مثل نیچه در پایان دیوانه‌مان بکند.

امیدوارم مطلب مفید بوده باشد؛ و البته هوس کباب نکرده باشید!