آموزش شعر (46)- انتشارات مانا ایده
با یک مثال بحث را روشن میکنیم
مثال1: دوستِ من نقطه ی آغازهاست (محمدعلی بهمنی)
همانطور که میبینیم «دوست» یک هجای کشیده چهار حرفی است. پس ابتدا سه حرف ابتدایی آن به یک هجای بلند و یک هجای کوتاه تبدیل میشود: دو+س
حال به حرف بعدی یعنی «ت» نگاه میکنیم ، چون متحرک هست پس یک هجا در تقطیع خواهد بود. در واقع در عمل هم در خواندن شعر تلفظ میشود: دو + س + تِ
مثال2: دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من (سیمین بهبهانی)
در اینجا باز هم سه حرف اول به صورت: دو + س تقطیع میشود . در ادامه نگاه می کنیم به حرف بعدی یعنی «ت» چون اینجا حرف ت ساکن است در تقطیع محاسبه نخواهد شد و انگار اصلا وجود ندارد : دو + س
حال با بیان چند نکته آسان دیگر بحث هجا را به پایان میبریم:
نکته1 : در انتهای مصرع، چه هجای کوتاه داشته باشیم چه بلند و چه کشیده، همواره هجا بلند درنظر گرفته میشود.
قاعده اول که یادتان هست؟ این نکته همان قاعده را یادآوری میکند اما کامل تر! یعنی در پایان مصرع فرقی نمیکند که هجای ما کوتاه باشد یا بلند باشد و یا کشیده. در هر صورت "بلند" در نظر گرفته میشود.
نکته 2: هجاهای کوتاه دو حرفی مثل «تو ، چو ، که ، به ،...» گاهی می توانند با شدت تلفظ شده و به هجای بلند تبدیل شوند.
این نکته یعنی بلند تلفظ شدن هجای کوتاه یک اختیار شاعری ست و بعدا به طور مفصل در مورد آن صحبت خواهد شد. اما فعلا همین قدر بدانید که گاهی به ضرورت وزن می توانیم آنها را بلند درنظر بگیریم.
توجه کنید که ما فعلا فقط در مورد همین هجاهای کوتاه دو حرفی صحبت کرده ایم و اجازه بلند تلفظ کردن هجاهای کوتاه دیگر را نداده ایم! این که کجا می توانیم از این نکته استفاده کنیم را در مبحث اختیارات شاعری توضیح خواهم داد
خب، الان هرآنچه را که در مورد هجا لازم بود شناختیم. توصیه میکنم تا در مورد بخش هجا به تسلط کافی نرسیده اید به مبحث بعدی وارد نشوید. چرا که این بخش پایه و اساس یادگیری وزن شعر هست.