دست از ترنج نشناخت

این ضرب‌المثل را در جایی به کار می‌برند که کسی به علت حواس‌پرتی و عدم تمرکز کافی، در انجام کاری غفلت کرده و کار را خراب کند.

ریشه این ضرب‌المثل به داستان یوسف و زلیخا برمی‌گردد که زلیخا برای اینکه به همه زنانی که او را بابت عشق به یوسف شماتت می‌کردند ثابت کند که آنها نیز اگر جای وی بودند گرفتار چنین عشقی می‌شدند، همه آن‌ها را به یک مهمانی دعوت کرد و به هر کدام از آنان یک چاقو و یک ترنج داد. سپس یوسف را برای کاری فراخواند. تمام زنان در حال پوست کندن ترنج با چاقو بودند که با دیدن یوسف محو زیبایی چهره او شده و به جای ترنج دست خویش را بریدند.