تا حالا داستانی خوندید که جملات‌ش بسیار کوتاه باشه یا داستانی درنقطه‌ی مقابل‌ش خونده باشید که جملات بلند باشند؟😕

به نظرتون علت کوتاهی و بلندی جملات چیه؟
من بهتون می‌گم☺️

وقتی توی متنِ داستان‌مون از جملات کوتاه استفاده می‌کنیم باعث میشه روند داستان سریع‌تر باشه.🦌

مثال: در را باز کردم. دیدم‌ش. از چهره‌اش ترسیدم. عقب عقب رفتم. دویدم و دور شدم.🌸

حالا به این جمله توجه کنید:

نگاهی طولانی به چشم‌های خسته و غمگین‌ش انداختم و با دستانِ لرزان‌م چهره‌ی خموده‌اش را نوازش کردم.🪻

روند داستان در جمله‌ی دوم آهسته تره.✨
حالا این تفاوت چی رو نشون می‌ده؟🌾

دیدید وقتی عجله داریم یا ترسیدیم یا حتا هیجان زده‌ایم چقدر سرعت رفتارها و واکنش‌هامون زیاد می‌شه؟

این هم دقیقا همونه.🎯

و برعکس، وقتی در عشق غرق‌یم یا احساس غم و اندوه داریم چقدر رفتار و کردارمون آهسته و آروومه؟🐌

پس؛ اگر می‌خواید توی داستان‌تون غم یا ترس(و امثال احساسات دیگه رو) نشون بدید ،
از روش جملات کوتاه یا بلند استفاده می‌کنید🌱🌷

ایده
دوتا متن
در چند خط، بنویسید
با استفاده از تکنیک جملات بلند و کوتاه

کوتاه : وارد خانه شدم. ..........

بلند : وارد خانه شدم و ..........