🏞معجزه تصویر🖼

درباره خلق ایده با موسیقی صحبت کردیم. ولی چشم بهتر از گوش ایده به دست می‌آورد.
زمانی می‌رسد که شما هم وقت کافی هم انرژی و انگیزه کافی برای نوشتن دارید اما دریغ از یک ایده جذاب!
برای حل این مشکل ببینید! از دیوار سفید هم ایده بکشید بیرون. به تصاویر و عکس‌های هنری نگاه کنید و سعی کنید یک حکایت از دلش استخراج کنید. شما یک معدنچی هستید و تصاویر سنگ‌های که الماس در خود دارند!
بگذارید نقاشی‌ها حرف بزنند. قصه‌شان را تعریف کنید.
در تصویری که لینکش در متن قرار گرفته، تصویر شهری بزرگ می‌بینیم که دختری نشسته روی بام به آن بی‌توجه بوده و نگاهش سمت دیگریست.
شما حتماً لازم نیست قصه همین دختر را قصه خود قرار دهید. به این فکر کنید در آن شهر ممکن است چه بگذرد، دختر به چه نگاه می‌کند، آن علامت تجاری کنار صورت دختر چیست؟ آیا داستانی پشت آن علامت است؟ شاید قصه‌ای هم باشد که نه از زبان آن دختر بلکه از زبان آن گربه باید بشنویم! فقط فکر کنید فکر کنید! بی‌نهایت ایده وجود دارد، استخراجش کنید.

لزومی ندارد دقیقاً آنچه از تصاویر به ذهن می‌آید را استفاده کنید. من خودم چند سال پیش با دیدن یک آرت از همین کانال ایده‌ی داستانی کوتاه به ذهنم رسید و همان، شروعی شد برای نوشتن یک مجموعه داستان کوتاه ترسناک که ابدا هیچ ربطی به اون عکس ندارد!

ایده‌ها مثل بذر گیاه می‌مانند و وقتی رشد می‌کنند از شکل اولیه فاصله می‌گیرند. تغییر ایده مهم نیست! ادامه مسیر مهم است!