آموزش شعر (29)- انتشارات مانا ایده
صنایع ادبی(قسمت یازدهم)
حس آمیزی:حس آمیزی را می توان از فروع تضاد محسوب داشت. وآن آوردن لغات مربوط به حس های مختلف کنارهم است:
آینه ام آینه ام مردمقالات نیم
دیده شود حال من ارچشم شودگوش شما(مولوی)
حسن مطلع:آن است که مطلع قصیده یاغزل یا ابیات نخستین یک قطعه شعرویا مقدمه ی یک خطابه آن چنان شیوا ومطلوب ودل پسند باشد که شنونده را برای شنیدن باقی سخن نظم یانثر تشویق کند وبه رغبت او برای توجه به گفتار گوینده بیافزاید.
دلم ای دوست تودانی که هوای توکند
لب من خدمت خاک پای تو کند
(منوچهری)
حسن تخلص:قصیده،غالبا بامقدمه ای که شامل وصف طبیعت،وصف معشوق وذکر ایام هجر ووصال است،آغاز می شود وسپس شاعر ازاین مقدمه بامناسبتی لطیف که به آن تخلص می گویند به اصل مقصود می پردازد.هرگاه تخلص یعنی اتصال مابین تغزل ومدح به نحولطیف وزیبایی باشد،به آن حسن تخلص می گویند.
گفت نتوان خوردن یک قطره از این دریا
جزبه یاد ملک مهتر آزاده(منوچهری)
حسن تعلیل:آوردن دلیلی ادعایی،غیرواقعی وشاعرانه وخیال انگیز برای امری است.به سرو گفت کسی میوه ای نمی آری
جواب داد که آزادگان تهی دستند(سعدی)
حسن طلب:آن است که از کسی باظرافت وحسن تعبییر ادبی چیزی درخواست نمایند به طوری که حالت خفت وتمنا وگدایی از آن سلب شده باشد وباعث نشاط مخاطب شده باشد.
مانند شعرامیر معزی که درمورد زمین خوردن سلطان سنجر درمیدان چوگان بازی است که اسب اورا به بهترین وجه طلب کرده است.
شاها ادبی کن فلک بدخورا
که آسیب رسانید رخ نیکو را
گر گوی خطا کرد به چوگانش بزن
وراسب غلط کرد به من بخش اورا
حسن مقطع:آن است که درپایان کتاب،خوش ترین عبارت ممکن را درج کنند تادر روح شنونده وخواننده اثرخوش ونیک باقی گذارد واگر قصوری در کلام بوده است، به وسیله آن جبران شود.
مثال:
دل سعدی وجهانی به دمی غارت کرد
همچو نوروز که برخوان ملک یغما بود
ادامه دارد....