۱۳- مرور رمان نگارش شده

هر بار که داستان خود را می خوانید، به احتمال زیاد به بازنویسی بخش‌هایی خواهید رسید که نیاز دارد و ممکن است منجر به بازنویسی‌های بیشتر شود. برای اطمینان از اینکه در چرخه بی‌پایان ویرایش گرفتار نشوید، همه چیز را یکباره ویرایش نکنید. با در نظر داشتن یک موضوع خاص به رمان مراجعه کنید و فقط آن مورد را برطرف کنید. اگر در این میان موارد دیگری را مشاهده کردید، آنها را یادداشت کنید تا بعداً برگشته و اصلاح نمایید. بهتر است در هر بار ویرایش، صرفاً به یک فاکتور تمرکز کنید. در اینجا مواردی وجود دارد که ممکن است بخواهید هنگام ویرایش از انها استفاده کنید:

الف) شان بده، نگو. بعضی اوقات، فقط لازم است چیزی در واقع در رمان بیان شود، و شما آن را بیان می‌کنید تا ایجنا مشکلی نیست. اما، تا آنجا که می‌توانید، سعی کنید به جای بازگو کردن آن را نشان دهید. آنتوان چخوف می‌گوید: “به من نگو ماه می‌درخشد. تابش نور را روی شیشه شکسته به من نشان بده. “

ب) استفاده از فعل “گفت” بهترین دوست شما است. وقتی صحبت از گفتگو می‌شود، می‌توانید وسوسه شوید تا از واژه‌های مترادفی مانند “فریاد زد”، “ادعا کرد” یا “خاطر نشان کرد” استفاده کنید. اما برای هر سه فعل مذکور مکان و زمان خیلی خاصی لازم است ولی شما می‌توانید از فعل “گفت” در ۹۰٪ از مواقع استفاده کنید. منظور این است که بیشتر از افعال و لغاتی استفاده کنید که نیازمند مکان و زمان خاصی نباشد در همه موارد و فارغ از حس و حال داستان بشود استفاده کرد.

ج) از نگارش بسیار پیجیده و ادبیاتی خودداری کنید. نگارش پیجیده زبانی بیش از حد مزین است که چیز زیادی به داستان نمی‌دهد. استفاده از این زبان می‌تواند رابطه شما با خواننده را قطع کند و پیامتان را نیز تحت شعاع قرار دهد.