قافیه جلسه اول
اصوات در زبان فارسی بر دو قسم است
صامت و مصوت
زبان فارسی شامل حروفی است که با استفاده از آنها کلمات نگاشته و ادا می شوند. به این مجموعه، صامت ها و مصوت ها گفته می شود
صامت
تعدادی از حروف که ادای آنها ـ به ویژه پشت سر هم ـ بدون کمک گرفتن از حروف دیگر ، برای فارسی زبانان دشوار می باشد ، صامت نامیده می شوند مثل ب یا گ یا ش و یا ترکیب این سه حرف بدون میانجی یعنی بگش
ارزش زمانی ادای هر صامت معادل یک واحد زمان در نظر گرفته می شود
مصوت
تعدادی از جروف که ادای آنها به شکل مستقل و به تنهایی ، به راحتی انجام می شود مثل اوو ایی آ یا ُ َ
نکته
حروف «ی» و «یی» را نباید یکی دانست . هرچند طی سالهای اخیر این تفاوت در کتاب کلاس اول تبیین می شود
حرف «ی» در کلمه ی تیمور صامت و در کلمه ی سینا مصوت است
همچنین حروف «و» و «وو» نیز متفاوت هستند. «و» در توانا صامت و در لوله مصوت است

درمواردی که حرف زایدی در قاف
یه موردنیازباشدممکن است که شاعری حرف اصلی راحرف زایدتلقی کند .مانند
ای که به حسن وقامتت سرو ندیده ام سهی
گر همه دشمنی کنی از همه دوستان بهی سعدی
یادآوری 2:
دراین بیت حرف روی "ها"است وشاعر "یاء"سهی اززاید تلقی کرده است
یادآوری3 هرگاه حرف روی ساکن باشد قافیه بیت را مقیدخوانندواگر حرف روی به حرفی ویابه کلمه ویاعبارتی بپیوندد ومتحرک گردد آن را قافیه مطلق می گویند.
پیشنهاد من برای تمرین مباحثی که امروز بیان کردیم این است که در یک دیوان شعر مثلا ویدان حافظ ابیاتی را انتخاب نموده ردیف و قافیه وحرف روی را برای خوتان تعیین نمایید
انواع مصوت
1. مصوت کوتاه : ( َ ِ ُ ) که در رسم الخط فارسی معمولا ثبت نمی شوند.ادای این مصوت ها معادل یک واحد زمان در نظر گرفته می شود. در واژه ی پِدَر دو مصوت کوتاه کسره و فتحه به ترتیب به کار رفته اند که ارزش زمانی هردو یکسان است
2- مصوت بلند : ( اا وو یی ) که ارزش زمانی آنها دو برابر مصوت های کوتاه یعنی برابر با دو واحد زمان در نظر گرفته می شود. توپ دارای یک مصوت بلند است (وو) و بالا دو مصوت بلند دارد (اا) است
واک : کوچکترین واحد تشکیل دهنده ی یک واژه و معادل یک واحد زمان
مثال : برای تعیین تعداد واک های واژه ی « تبانی» لازم است ابتدا املای عروضی این واژه را تعیین کنیم تَباانیی به ازای هر علامت یک واک خواهیم داشت یعنی مجموعا هشت واک . هر صامت یک واک ، هر مصوت کوتاه یک واک و هر مصوت بلند دو واک . ت ، ب و ن سه صامت ، ( َ ) یک مصوت کوتاه و اا و یی دو مصوت بلند هستند
چند اصطلاح موردا ستفاده در علم بررسی قافیه

هجای قافیه :به آخرین هجای کلمه ی قافیه ، هجای قافیه می گویند
مثلا در واژه ی «درخت» به «رخت» و در واژه ی «مدارا» به «را» واژه ی قافیه گفته می شود
نکته 1: هنگام بررسی واژه های مرکب ابتدا تمامی پسوندهای دارای نقش دستوری مشابه را از واژه ها حذف نموده سپس به بررسی واژه جهت تعیین هجای قافیه می پردازیم
مثال : برای بررسی واژه های «کوزه گر» و «ویرانگر» ، ابتدا پسوند «گر» از هر دو واژه حذف و سپس قیاس انجام می شود و چنان که مشهود است این دو واژه نمی توانند قافیه قرار گیرند
نکته2 : اگر یکی از دو واژه که با یکدیگر جهت تعیین صحت قافیه قیاس می شوند مرکب و دیگری ساده باشد ، پسوند جزء اصلی واژه محسوب می شود
مثال : در بررسی دو واژه ی «اخگر» و «ویرانگر» ، پسوند «گر» از واژه ی دوم حذف نمی شود چراکه واژه ی نخست ، مرکب نیست
حرف رَوی : به آخرین واک اصلی کلمه ی قافیه ، حرف رَوی گفته می شود
مثلا در واژه ی «درخت» حرف رَوی «ت» و در واژه ی «مدارا» حرف رَوی «ا» است
قافیه درلغت به معنی از پی رونده ودر اصطلاح مجموعه ای است از چند صامت ومتحرک که درآخرین کلمه مصراع ها ویاابیات تکرار می شود به شرطی که به یک لفظ ومعنی نباش
پس قافیه عبارت است از یکسانی حرف روی و مصوت هجای قافیه
مانند :
کیست که قصه مرا پیش نگار من برد
باد مگر به گوش اوناله زار من برد
"سلمان ساوجی"

حروف قافیه در بیت بالا"ار"درنگار و"زار"است
ردیف
ردیف:ردیف درلغت به معنی سواری پشت سواری دیگراست ودر علم قافیه لفظ یاالفاظی است(حرف،اسم،ضمیر،فعل،جمله،عبارت،شبه جمله)مستقل از قافیه که پس از آن به یک معنی وبه یک لفظ تکرار می شود وشعر در معنی خودبه آن نیاز دارد.
پس ردیف": عبارت است از کلماتی که در آخر مصرع ها عینا تکرار می شوند در شعر بالا " برد" ردیف است
قافیه ای که ردیف داشته باشد آن را مردف می گویند
مثال توانا بود هر که دانا بود / زدانش دل پیر برنا بود
بود ردیف است چون کلمه ای است که عینا در دومصراع مقفی بعد از قافیه تکرار شده است
حروف قافیه
حروف قافیه نه حرف است وعبارت است از:
روی،تاسیس،دخیل،ردف،قید،وصل،خروج،مزید،نایره
چهارحرف از حرف قافیه پیش از روی وچهار حرف دیگر پس از آن می آید
قبل از توضیح وشرح تک تک حروف قافیه تا اینجا اگر سوالی هست در خدمتم
این جلسه حرف روی را که مهمترین حرف قافیه است شرح می دهم و در جلسات بعد حروف دیگر قافیه را به ترتیب شرح خواهم داد
حرف روی
حرف روی آخرین حرف اصلی از حروف همسان درپایان کلمات قافیه است
مانند حرف "نون"در کلمات" چمن "و"سمن" در بیت زیر
سروچمان من چرامیل چمن نمی کند / همدم گل نمی شود یادسمن نمی کند

حرف "ن" آخرین حرف همسان اصلی در واژه قافیه است
یاد آوری1:درابیاتی که صیغه های فعلی درقافیه قرار می گیرندآخرین حرف بن ماضی ویا مضارع روی شمرده می شود مانند حرف"دال"درصیغه های "فشاندمی""ستاندمی
دقت کنید در افشاندمی میم و ی الحاقی هستند

یادآوری (2):

درمواردی که حرف زایدی در قاف
یه موردنیازباشدممکن است که شاعری حرف اصلی راحرف زایدتلقی کند .مانند
ای که به حسن وقامتت سرو ندیده ام سهی
گر همه دشمنی کنی از همه دوستان بهی سعدی

دراین بیت حرف روی "ها"است وشاعر "یاء"سهی اززاید تلقی کرده است
یادآوری3 هرگاه حرف روی ساکن باشد قافیه بیت را مقیدخوانندواگر حرف روی به حرفی ویابه کلمه ویاعبارتی بپیوندد ومتحرک گردد آن را قافیه مطلق می گویند.
پیشنهاد من برای تمرین مباحثی که امروز بیان کردیم این است که در یک دیوان شعر مثلا ویدان حافظ ابیاتی را انتخاب نموده ردیف و قافیه وحرف روی را برای خوتان تعیین نمایید